waltze

[ایالات متحده]/wɔːlts/
[بریتانیا]/wɔːlts/

ترجمه

n. یک رقص سالنی در زمان سه‌گانه؛ یک محور با چرخ‌های صوتی
شکل‌های واژه
زمان گذشتهwaltzed
قسمت سوم فعلwaltzed
جمعwaltzes
شکل سوم شخص مفردwaltzes
صفت یا فعل حال استمراریwaltzing

جملات نمونه

she waltzes across the ballroom floor with grace and elegance.

او با گرایش و ظرافت از روی زمین سالن رقص می‌کند.

he waltzed into the room as if he owned the place.

او به روم از طریق رقص وان می‌کند به نظر می‌رسد که مالک آن است.

the couple waltzed around the dance floor all night.

زوج از طریق زمین رقص تمام شب رقص وان می‌کنند.

the leaves waltzed through the autumn air.

برگ‌ها از طریق هوا در پاییز رقص وان می‌کنند.

she waltzed down the stairs in her beautiful gown.

او با لباس زیبایش از طریق پله‌ها رقص وان می‌کند.

the dancer waltzed onto the stage with confidence.

رقصنده با اعتماد به نفس به صحنه رقص وان می‌کند.

he waltzed past the security guard without being noticed.

او از نگهبان امنیت به طور غیر قابل توجه رقص وان می‌کند.

they waltzed together under the glittering chandeliers.

آنها زیر شمع‌های لامپ‌های نورانی با هم رقص وان می‌کنند.

the dust motes waltzed in the sunlight streaming through the window.

دانه‌های غبار در نور خورشیدی که از پنجره می‌گذرد رقص وان می‌کنند.

she waltzed up to the stranger and introduced herself.

او به یک ناشناس رقص وان می‌کند و خود را معرفی می‌کند.

the butterflies waltzed from flower to flower in the garden.

پروانه‌ها در گل به گل در باغ رقص وان می‌کنند.

he waltzed out of the meeting room after his speech.

او پس از سخنرانی از اتاق جلسه رقص وان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید