weld

[ایالات متحده]/weld/
[بریتانیا]/weld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به هم پیوستن با حرارت و چکش زدن؛ به طور نزدیک متحد شدن
vi. به طور محکم به هم پیوستن
n. فرآیند پیوستن فلزات با حرارت و چکش زدن؛ نقطه‌ای که دو چیز با جوشکاری به هم پیوسته‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

weld metal

فلز جوش

welding machine

دستگاه جوشکاری

welding rod

الکترود جوشکاری

welding helmet

کلاه جوشکاری

welding sparks

جرقه‌های جوشکاری

gas welding

جوشکاری با گاز

arc welding

جوشکاری قوس الکتریکی

spot welding

جوشکاری نقطه‌ای

welding process

فرآیند جوشکاری

weld seam

درز جوشی

weld pool

حوضچه جوش

weld joint

اتصال جوشی

butt weld

جوش ته به ته

spot weld

جوش نقطه‌ای

weld penetration

نفوذ جوش

weld line

خط جوش

fillet weld

جوش گوشه

weld bead

مهره جوش

arc weld

جوش قوس الکتریکی

appearance of weld

ظاهر جوش

weld zone

منطقه جوش

backing weld

جوشکاری پشتیبان

girth weld

جوش دور

weld strength

مقاومت جوش

spiral weld

جوش مارپیچ

groove weld

جوش شیار

corner weld

جوش گوشه‌ای

weld wire

سیم جوش

جملات نمونه

the wire was spot-welded in place.

سیم در جای خود به صورت نقطه‌ای جوش داده شده بود.

He welded the broken rod.

او میله شکسته را جوش داد.

argon welding (=self-adjusting argon-arc welding)

جوشکاری آرگون (=جوشکاری قوس آرگون خودتنظیم)

the truck had spikes welded to the back.

کامیون دارای میخ‌هایی بود که به عقب آن جوش داده شده بودند.

We were welded into a fighting collective.

ما به یک گروه جنگجو جوش داده شدیم.

a welder's outfit.See Synonyms at equipment

تجهیزات جوشکاری. برای یافتن مترادفها به تجهیزات مراجعه کنید.

3. Frank and crankle adopt welded connection.

3. فرانک و کرنکل اتصالات جوشی را اتخاذ می‌کنند.

Microporosity in thermite weld joint consiste of blow hole and shrinkage cavities.

ریزتخلخل در مفاصل جوش داده شده با ترمیت از سوراخ‌های هوا و حفره‌های انقباض تشکیل شده است.

On the basis of the characters of HG - II myriametre rail welder and thetechnological request of rail gas pressure welding in the field, a ra.

بر اساس ویژگی‌های ریل ویلدر HG - II متریک میلی‌متری و درخواست فناوری جوشکاری با فشار گاز ریل در این زمینه، یک را.

The UN250 butt-welding machine adopts manual flash prewarming, hydraulic pressure upset mode, is suitable to weld large diameter and section weldment.

دستگاه جوشکاری اسناد UN250 از پیش گرمایش دستی فلش، حالت فشار هیدرولیک استفاده می‌کند و برای جوشکاری قطعات بزرگ و جوشی مناسب است.

Utilized this method to segmentalize the image of oil derrick arc welding robot welding line gets up the good effect.

از این روش برای تقسیم‌بندی تصویر خط جوشکاری ربات جوشکاری قوس‌الکتریکی جرثقیل نفتی استفاده شد که اثر خوبی به دست آورد.

The process of vacuum electron beam welding for rear-axle housing semiaxle of coach was introduced and the major problems in the process of welding was analysed.

فرآیند جوشکاری الکترونی پرتو خلاء برای محفظه محور عقب نیم محور اتوبوس معرفی شد و مشکلات اصلی در فرآیند جوشکاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

cross-curricular themes would weld the curriculum together .

موضوعات بین رشته ای موضوعات برنامه درسی را به هم پیوند می دهند.

It has a laser welder, a video display screen, and a buzzsaw.

دارای جوش لیزری، صفحه نمایش ویدئویی و یک اره گردبر است.

It has vanguard technology of friction welding and chroming and so on.

دارای فناوری پیشرو جوش اصطکاکی و کرومینگ و غیره است.

The fleuret is the same as mine~revolving welded!

فلوئرت مانند من است~ جوشکاری چرخشی!

The welding is so smooth that you can hardly see where the sections of pipe are joined together.

جوشکاری آنقدر صاف است که نمی‌توانید به سختی ببینید که قسمت‌های لوله به هم متصل شده‌اند.

It's more automatable and easier to repair shafts using laser overlaying welding technology.

استفاده از فناوری جوشکاری پوشش لیزری، اتوماسیون آن آسان تر و تعمیر شفت ها نیز آسان تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید