wisp of smoke
دود مختصر
wisp of hair
دود مو
a wisp of a smile.
یک اشاره لبخند
woolly wisps of cloud.
ریشههای پشمی ابر
wisps of smoke rose into the air.
دودهای پراکنده به هوا برخاستند.
a fourteen-year-old wisp of a girl.
یک دختر چهارده ساله، بسیار نحیف.
A thread of smoke was wisping out of the funnel.
یک رشته دود از قیف خارج می شد.
smoke wisping from chimneys.
دود از دودکشها بیرون میآمد.
chasing the will-o'-the-wisp of perfection
تعقیب سراب کمال.
a wisp of smoke spiralled up from the trees.
یک رشته دود از میان درختان به هوا پیچید.
She patted down unruly wisps of hair.
او رشتههای نامرتب مو را صاف کرد.
A wisp of grey hair stuck out from under her hat.
یک رشته موی خاکستری از زیر کلاهش بیرون زده بود.
she brushed a wisp of hair away from her face.
او یک رشته مو را از صورتش کنار زد.
a wisp of hair had slipped down over her face.
یک رشته مو روی صورتش سر خورده بود.
she had wisps of grey hair poking out from under her bonnet.
او رشتههای موی خاکستری داشت که از زیر کلاهش بیرون زده بودند.
She kept pushing back wisps of hair that fell over her eyes.
او مدام رشتههای مویی که روی چشمانش میافتادند را به عقب میراند.
What you have to do is to stand right in front of the clock and keep on wisper: left, right, left, right...
کاری که باید انجام دهید این است که درست جلوی ساعت بایستید و به زمزمه کردن: چپ، راست، چپ، راست ادامه دهید...
we wisper them in the dark, telling ourselves: We are happy;or that, He is happy;that We can change;or He would change his mind.
ما آنها را در تاریکی زمزمه میکنیم و به خودمان میگوییم: ما خوشحال هستیم؛یا اینکه، او خوشحال است؛یا اینکه، ما میتوانیم تغییر دهیم؛یا او نظرش را تغییر خواهد داد.
wisp of smoke
دود مختصر
wisp of hair
دود مو
a wisp of a smile.
یک اشاره لبخند
woolly wisps of cloud.
ریشههای پشمی ابر
wisps of smoke rose into the air.
دودهای پراکنده به هوا برخاستند.
a fourteen-year-old wisp of a girl.
یک دختر چهارده ساله، بسیار نحیف.
A thread of smoke was wisping out of the funnel.
یک رشته دود از قیف خارج می شد.
smoke wisping from chimneys.
دود از دودکشها بیرون میآمد.
chasing the will-o'-the-wisp of perfection
تعقیب سراب کمال.
a wisp of smoke spiralled up from the trees.
یک رشته دود از میان درختان به هوا پیچید.
She patted down unruly wisps of hair.
او رشتههای نامرتب مو را صاف کرد.
A wisp of grey hair stuck out from under her hat.
یک رشته موی خاکستری از زیر کلاهش بیرون زده بود.
she brushed a wisp of hair away from her face.
او یک رشته مو را از صورتش کنار زد.
a wisp of hair had slipped down over her face.
یک رشته مو روی صورتش سر خورده بود.
she had wisps of grey hair poking out from under her bonnet.
او رشتههای موی خاکستری داشت که از زیر کلاهش بیرون زده بودند.
She kept pushing back wisps of hair that fell over her eyes.
او مدام رشتههای مویی که روی چشمانش میافتادند را به عقب میراند.
What you have to do is to stand right in front of the clock and keep on wisper: left, right, left, right...
کاری که باید انجام دهید این است که درست جلوی ساعت بایستید و به زمزمه کردن: چپ، راست، چپ، راست ادامه دهید...
we wisper them in the dark, telling ourselves: We are happy;or that, He is happy;that We can change;or He would change his mind.
ما آنها را در تاریکی زمزمه میکنیم و به خودمان میگوییم: ما خوشحال هستیم؛یا اینکه، او خوشحال است؛یا اینکه، ما میتوانیم تغییر دهیم؛یا او نظرش را تغییر خواهد داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید