agreer

[ایالات متحده]/[əˈɡriː]/
[بریتانیا]/[əˈɡrɪər]/

ترجمه

v.to agree; to consent; to concur; to be of the same opinion
n.agreement; concurrence; harmony; accord
adj.agreed

v. با توافق بودن؛ موافقت کردن؛ هم‌نظر بودن؛ داشتن نظر یکسان
n. توافق؛ هم‌رایی؛ هماهنگی؛ یکسان‌سازی
adj. توافق‌شده

جملات نمونه

i agree with your assessment of the situation.

من با ارزیابی شما از وضعیت موافقم.

do you agree that we should proceed with caution?

آیا با این نظر موافقید که باید با احتیاط عمل کنیم؟

we agree on the importance of teamwork.

ما در مورد اهمیت کار گروهی با هم موافقیم.

i agree with the speaker's overall message.

من با پیام کلی سخنران موافقم.

they agreed to extend the deadline.

آنها با تمدید مهلت موافقت کردند.

i agree with you in principle, but...

من در اصل با شما موافقم، اما...

do you agree with my plan for the project?

آیا با طرح من برای پروژه موافقید؟

we need to agree on a course of action.

ما باید در مورد یک اقدام متفق باشیم.

i agree that this is a complex issue.

من موافقم که این یک مسئله پیچیده است.

they agreed on a price for the car.

آنها برای ماشین به یک قیمت توافق کردند.

i agree with the findings of the report.

من با یافته‌های گزارش موافقم.

do you agree with the proposed changes?

آیا با تغییرات پیشنهادی موافقید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید