avoid insults
اجتناب از توهین
trading insults
تبادل توهین
personal insults
توهینهای شخصی
verbal insults
توهینهای کلامی
insulting behavior
رفتار توهینآمیز
heard insults
شنیدن توهینها
launching insults
آغاز توهینها
end insults
پایان توهینها
receiving insults
دریافت توهینها
serious insults
توهینهای جدی
he hurled insults at her, trying to provoke a reaction.
او با لحن توهینآمیز به او ناسزا گفت و سعی کرد واکنشی از او بگیرد.
the online comments were full of personal insults and hateful language.
نظرات آنلاین پر از توهینهای شخصی و زبان نفرتآمیز بود.
she ignored the insults and continued with her presentation calmly.
او توهینها را نادیده گرفت و با آرامش به ارائه خود ادامه داد.
his insults were often veiled, disguised as jokes or criticism.
توهینهای او اغلب پنهان بود و به شکل شوخی یا انتقاد در میآمد.
the team leader warned against using insults during team meetings.
رهبر تیم در مورد استفاده از توهینها در جلسات تیم هشدار داد.
responding to insults with more insults only escalates the conflict.
پاسخ دادن به توهینها با توهینهای بیشتر تنها باعث تشدید درگیری میشود.
she filed a complaint about the constant stream of verbal insults.
او در مورد جریان مداوم توهینهای کلامی شکایت کرد.
he apologized for his harsh words and regrettable insults.
او برای صحبتهای تند و توهینهای ناخوشایندش عذرخواهی کرد.
the judge condemned the defendant's use of inflammatory insults.
قاضی از استفاده قاضی از توهینهای آتشین توسط متهم انتقاد کرد.
we need to create a workplace free from insults and harassment.
ما باید یک محیط کار بدون توهین و آزار و اذیت ایجاد کنیم.
the politician's campaign was marred by vicious insults and mudslinging.
کمپین سیاستمدار با توهینهای زننده و تخریبگری لکهدار شد.
avoid insults
اجتناب از توهین
trading insults
تبادل توهین
personal insults
توهینهای شخصی
verbal insults
توهینهای کلامی
insulting behavior
رفتار توهینآمیز
heard insults
شنیدن توهینها
launching insults
آغاز توهینها
end insults
پایان توهینها
receiving insults
دریافت توهینها
serious insults
توهینهای جدی
he hurled insults at her, trying to provoke a reaction.
او با لحن توهینآمیز به او ناسزا گفت و سعی کرد واکنشی از او بگیرد.
the online comments were full of personal insults and hateful language.
نظرات آنلاین پر از توهینهای شخصی و زبان نفرتآمیز بود.
she ignored the insults and continued with her presentation calmly.
او توهینها را نادیده گرفت و با آرامش به ارائه خود ادامه داد.
his insults were often veiled, disguised as jokes or criticism.
توهینهای او اغلب پنهان بود و به شکل شوخی یا انتقاد در میآمد.
the team leader warned against using insults during team meetings.
رهبر تیم در مورد استفاده از توهینها در جلسات تیم هشدار داد.
responding to insults with more insults only escalates the conflict.
پاسخ دادن به توهینها با توهینهای بیشتر تنها باعث تشدید درگیری میشود.
she filed a complaint about the constant stream of verbal insults.
او در مورد جریان مداوم توهینهای کلامی شکایت کرد.
he apologized for his harsh words and regrettable insults.
او برای صحبتهای تند و توهینهای ناخوشایندش عذرخواهی کرد.
the judge condemned the defendant's use of inflammatory insults.
قاضی از استفاده قاضی از توهینهای آتشین توسط متهم انتقاد کرد.
we need to create a workplace free from insults and harassment.
ما باید یک محیط کار بدون توهین و آزار و اذیت ایجاد کنیم.
the politician's campaign was marred by vicious insults and mudslinging.
کمپین سیاستمدار با توهینهای زننده و تخریبگری لکهدار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید