lifts

[ایالات متحده]/[lɪfts]/
[بریتانیا]/[lɪfts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بستری یا وسیله‌ای که برای بالا یا پایین بردن افراد یا اشیاء استفاده می‌شود؛ یک حرکت ناگهانی رو به بالا در بدن یا بخشی از آن؛ تمریناتی برای تقویت بدن.
v. بالا بردن به یک موقعیت بالاتر؛ بهبود یا افزایش دادن؛ خارج کردن از حالت استراحت یا بی‌حالی.

عبارات و ترکیب‌ها

lifts weights

Persian_translation

lifts spirits

Persian_translation

lifts the lid

Persian_translation

lifts expectations

Persian_translation

lifts a finger

Persian_translation

lifts the phone

Persian_translation

lifts the ban

Persian_translation

lifts the mood

Persian_translation

lifts traffic

Persian_translation

جملات نمونه

the elevator lifts you to the top floor.

آسانسور شما را به طبقه بالا می‌برد.

he lifts weights to build muscle.

او برای عضله‌سازی وزنه می‌زند.

the fog lifts, revealing a beautiful view.

مه برطرف می‌شود و منظره‌ای زیبا را نشان می‌دهد.

she lifts her spirits with a good book.

او با یک کتاب خوب روحیه خود را بالا می‌برد.

the company lifts its sales forecast for the year.

شرکت پیش‌بینی فروش خود را برای سال افزایش می‌دهد.

the music lifts my mood instantly.

موسیقی فوراً حال و هوای من را بهتر می‌کند.

the heavy box is difficult to lifts.

جعبه سنگین را به سختی می‌توان بلند کرد.

the sanctions lifted after several years.

تحریم‌ها پس از چند سال رفع شد.

he lifts the lid off a controversial topic.

او کاوش در یک موضوع بحث‌برانگیز را آغاز می‌کند.

the team lifts the trophy in celebration.

تیم جام را در جشن بالا می‌برد.

the government lifts the travel ban.

دولت ممنوعیت سفر را لغو می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید