throttles

[ایالات متحده]/ˈθrɒtəlz/
[بریتانیا]/ˈθrɑːtəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیرهایی که جریان سوخت یا هوا را کنترل می‌کنند؛ گلو یا نای (نادر)
v. خنثی کردن یا خفه کردن؛ سرکوب یا مهار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

engine throttles

هدر فلز

throttles control

کنترل دریچه گاز

throttles response

پاسخ دریچه گاز

throttles position

موقعیت دریچه گاز

throttles adjustment

تنظیم دریچه گاز

throttles limit

محدودیت دریچه گاز

throttles setting

تنظیمات دریچه گاز

throttles valve

دریچه گاز

throttles system

سیستم دریچه گاز

throttles input

ورودی دریچه گاز

جملات نمونه

the car's engine throttles when it reaches high speeds.

موتور ماشین در هنگام رسیدن به سرعت‌های بالا، گازدهی می‌کند.

he throttles the bike to gain more speed.

او برای افزایش سرعت، گاز موتور سیکلت را زیاد می‌کند.

she throttles back on her spending this month.

او این ماه هزینه‌های خود را کاهش می‌دهد.

the system throttles the internet speed during peak hours.

سیستم در ساعات اوج مصرف، سرعت اینترنت را محدود می‌کند.

the pilot throttles the engines during descent.

خلبان در هنگام فرود، موتورها را گازدهی می‌کند.

they throttles the flow of water to conserve resources.

آنها جریان آب را برای صرفه‌جویی در منابع محدود می‌کنند.

the software throttles performance to prevent overheating.

نرم‌افزار برای جلوگیری از گرم شدن بیش از حد، عملکرد را محدود می‌کند.

he throttles his emotions during stressful situations.

او در شرایط استرس‌زا، احساسات خود را کنترل می‌کند.

the manager throttles the team’s workload to avoid burnout.

مدیر حجم کاری تیم را برای جلوگیری از فرسودگی کاهش می‌دهد.

she throttles her enthusiasm when discussing sensitive topics.

او هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، شور و اشتیاق خود را کنترل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید