hours

[ایالات متحده]/[ˈaʊərz]/
[بریتانیا]/[ˈaʊərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره زمانی برابر با شصت دقیقه
n., plural زمانی از روز که اتفاقی رخ می‌دهد؛ تعداد ساعات کاری.
adv. برای مدت چند ساعت.

عبارات و ترکیب‌ها

hours later

ساعت بعد

long hours

ساعت‌های طولانی

work hours

ساعت‌های کاری

extra hours

ساعت‌های اضافی

hours passed

ساعت‌ها گذشت

for hours

برای ساعت‌ها

during hours

در طول ساعت‌ها

office hours

ساعت‌های اداری

business hours

ساعت‌های کاری

peak hours

ساعت‌های اوج

جملات نمونه

i spent hours researching online for the best deals.

من ساعت‌ها به صورت آنلاین برای یافتن بهترین معاملات تحقیق کردم.

the train journey will take several hours.

سفر با قطار چندین ساعت طول خواهد کشید.

she works long hours at the hospital.

او ساعت‌های طولانی در بیمارستان کار می‌کند.

we waited for hours for the bus to arrive.

ما ساعت‌ها منتظر رسیدن اتوبوس بودیم.

he's been on the phone for hours already.

او از قبل ساعت‌ها روی تلفن بوده است.

the concert lasted for over three hours.

اجرا بیش از سه ساعت طول کشید.

i lost track of hours while reading the book.

من در حالی که کتاب را می‌خواندم، ردی از ساعت‌ها گم کردم.

the project deadline is just hours away.

مهلت پروژه فقط چند ساعت دیگر است.

they practiced the piano for hours every day.

آنها هر روز ساعت‌ها پیانو تمرین می‌کردند.

the airport security line took hours.

صف امنیتی فرودگاه ساعت‌ها طول کشید.

it's been hours since i last saw him.

از آخرین باری که او را دیدم، ساعت‌ها گذشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید