admittingly

[ایالات متحده]/ədˈmɪtɪŋli/
[بریتانیا]/ədˈmɪtɪŋli/

ترجمه

adv. به اعتراف خود؛ همانطور که اعتراف شده است

عبارات و ترکیب‌ها

it is admittingly difficult

این موضوع به طور آشکارا دشوار است

it is admittingly complex

این موضوع به طور آشکارا پیچیده است

it is admittingly challenging

این موضوع به طور آشکارا چالش برانگیز است

he is admittingly wrong

او به طور آشکارا اشتباه می کند

she is admittingly tired

او به طور آشکارا خسته است

it is admittingly imperfect

این موضوع به طور آشکارا ناقص است

they are admittingly late

آنها به طور آشکارا دیر رسیده‌اند

it is admittingly expensive

این موضوع به طور آشکارا گران است

the problem is admittingly hard

مشکل به طور آشکارا سخت است

we are admittingly biased

ما به طور آشکارا مغرضانه هستیم

جملات نمونه

admittedly, the project was more expensive than we initially anticipated, but the results were worth the investment.

باید اعتراف کرد که پروژه از آنچه در ابتدا پیش‌بینی می‌شدیم گران‌تر بود، اما نتایج ارزش سرمایه‌گذاری را داشتند.

the new policy is admittedly controversial, yet it addresses a critical issue in our community.

سیاست جدید به اعتراف باید گفت بحث‌برانگیز است، با این حال به یک مسئله حیاتی در جامعه ما رسیدگی می‌کند.

admittedly complicated, the legal document required expert interpretation to understand fully.

به اعتراف باید گفت پیچیده بود، سند قانونی برای درک کامل به تفسیر متخصص نیاز داشت.

the team's performance was admittedly impressive given the challenging circumstances they faced.

عملکرد تیم به اعتراف باید گفت با توجه به شرایط دشواری که با آن روبرو بودند، قابل تحسین بود.

admittedly flawed, the original proposal has been significantly revised based on feedback.

به اعتراف باید گفت معیوب بود، پیشنهاد اصلی بر اساس بازخورد به طور قابل توجهی بازنگری شده است.

the movie is admittedly long, but its depth and character development make it worthwhile.

فیلم به اعتراف باید گفت طولانی است، اما عمق و توسعه شخصیت آن ارزش تماشا کردن را دارد.

admittedly biased in his reporting, the journalist still provided valuable insights on the topic.

به اعتراف باید گفت در گزارش‌های خود جانبدارانه بود، با این حال روزنامه‌نگار همچنان بینش‌های ارزشمندی در مورد این موضوع ارائه داد.

the technology is admittedly expensive, though its efficiency savings justify the initial cost.

فناوری به اعتراف باید گفت گران است، اگرچه صرفه‌جویی در کارایی آن هزینه اولیه را توجیه می‌کند.

admittedly difficult to learn, the programming language offers powerful capabilities once mastered.

به اعتراف باید گفت یادگیری آن دشوار است، اما زبان برنامه‌نویسی پس از تسلط قابلیت‌های قدرتمندی را ارائه می‌دهد.

the restaurant is admittedly popular, but the wait times can be quite long during peak hours.

رستوران به اعتراف باید گفت محبوب است، اما زمان انتظار در ساعات اوج می‌تواند بسیار طولانی باشد.

admittedly true that she arrived late, but her presentation nonetheless impressed the audience.

باید اعتراف کرد که او دیر رسید، اما با این وجود ارائه او مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

the novel is admittedly strange, yet its unconventional narrative style has attracted a devoted following.

رمان به اعتراف باید گفت عجیب است، با این حال سبک روایی غیرمتعارف آن طرفداران زیادی را به خود جذب کرده است.

admittedly limited in scope, the study provides a solid foundation for future research.

به اعتراف باید گفت در دامنه محدود است، اما مطالعه پایه محکمی برای تحقیقات آینده فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید