ambulate

[ایالات متحده]/æmˈbjuːleɪt/
[بریتانیا]/amˈbjuːleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به راه رفتن یا حرکت کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریambulating
شکل سوم شخص مفردambulates
زمان گذشتهambulated
قسمت سوم فعلambulated

عبارات و ترکیب‌ها

ambulate freely

حرکت آزادانه کردن

able to ambulate

توانایی راه رفتن

ambulate with assistance

راه رفتن با کمک

he ambulates slowly

او به آرامی راه می‌رود

ambulating patients

بیماران در حال راه رفتن

جملات نمونه

patients are encouraged to ambulate as soon as possible after surgery.

بیماران تشویق می‌شوند تا در اسرع وقت پس از جراحی راه بروند.

the elderly man was able to ambulate with the aid of a cane.

آن مرد مسن توانست با کمک یک عصا راه برود.

she began to ambulate around the room, regaining her strength.

او شروع به راه رفتن در اطراف اتاق کرد و توان خود را بازیابی کرد.

the doctor ordered him to ambulate for 30 minutes each day.

پزشک به او دستور داد که روزانه به مدت 30 دقیقه راه برود.

ambulating can help improve circulation and prevent blood clots.

راه رفتن می‌تواند به بهبود گردش خون و جلوگیری از لخته شدن خون کمک کند.

physical therapy includes exercises to help patients ambulate safely.

فیزیوتراپی شامل تمریناتی برای کمک به بیماران برای راه رفتن ایمن است.

he was able to ambulate without any assistance after a few weeks of rehabilitation.

او پس از چند هفته توانست بدون هیچ کمکی راه برود.

ambulating in the fresh air can be beneficial for both physical and mental health.

راه رفتن در هوای تازه می‌تواند هم برای سلامت جسمی و هم روانی مفید باشد.

the patient's ability to ambulate independently is a positive sign of recovery.

توانایی بیمار در راه رفتن به طور مستقل نشانه‌ای مثبت از بهبودی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید