at-bat average
متوسط هر ضربه
his at-bat
هر ضربه او
at-bat count
تعداد ضربهها
at-bat streak
رکورد متوالی ضربهها
at-bat plate
صفحه ضربه
his at-bats
ضربههای او
at-bat time
زمان ضربه
next at-bat
ضربهی بعدی
at-bat stance
وضعیت ضربه
long at-bat
ضربهی طولانی
the batter had a terrible at-bat, striking out on three pitches.
بازیکن در یک ضربه بسیار ضعیف عمل کرد و در سه توپ ضربه شد.
his at-bat average is significantly higher than the league average.
میانگین ضربه او به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین لیگ است.
that was a crucial at-bat with runners on second and third.
آن ضربه بسیار مهم بود، در حالی که بازیکنان در بیس دوم و سوم بودند.
he worked the pitcher for a long at-bat before finally walking.
او برای مدت طولانی با پرچر به بازی گرفت تا در نهایت راه برود.
the manager decided to pull the batter after a long, unproductive at-bat.
مربی تصمیم گرفت بازیکن را پس از یک ضربه طولانی و غیرمولد از بازی خارج کند.
it was a clutch at-bat that tied the game in the ninth inning.
این یک ضربه حیاتی بود که بازی را در اینینگ نهم مساوی کرد.
the young player's first at-bat of the season was a single.
اولین ضربه فصل بازیکن جوان یک تک بود.
he needs a good at-bat to regain his confidence at the plate.
او به یک ضربه خوب نیاز دارد تا اعتماد به نفس خود را در صفحه بازی به دست آورد.
the count went to 3-2 before the batter finally had his at-bat.
قبل از اینکه بازیکن در نهایت ضربه خود را بزند، شمارش به 3-2 رسید.
the team needs him to have a productive at-bat in this situation.
تیم به او نیاز دارد تا در این شرایط یک ضربه مولد داشته باشد.
he ended his at-bat with a line drive right up the middle.
او ضربه خود را با یک ضربه خطی درست در وسط پایان داد.
at-bat average
متوسط هر ضربه
his at-bat
هر ضربه او
at-bat count
تعداد ضربهها
at-bat streak
رکورد متوالی ضربهها
at-bat plate
صفحه ضربه
his at-bats
ضربههای او
at-bat time
زمان ضربه
next at-bat
ضربهی بعدی
at-bat stance
وضعیت ضربه
long at-bat
ضربهی طولانی
the batter had a terrible at-bat, striking out on three pitches.
بازیکن در یک ضربه بسیار ضعیف عمل کرد و در سه توپ ضربه شد.
his at-bat average is significantly higher than the league average.
میانگین ضربه او به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین لیگ است.
that was a crucial at-bat with runners on second and third.
آن ضربه بسیار مهم بود، در حالی که بازیکنان در بیس دوم و سوم بودند.
he worked the pitcher for a long at-bat before finally walking.
او برای مدت طولانی با پرچر به بازی گرفت تا در نهایت راه برود.
the manager decided to pull the batter after a long, unproductive at-bat.
مربی تصمیم گرفت بازیکن را پس از یک ضربه طولانی و غیرمولد از بازی خارج کند.
it was a clutch at-bat that tied the game in the ninth inning.
این یک ضربه حیاتی بود که بازی را در اینینگ نهم مساوی کرد.
the young player's first at-bat of the season was a single.
اولین ضربه فصل بازیکن جوان یک تک بود.
he needs a good at-bat to regain his confidence at the plate.
او به یک ضربه خوب نیاز دارد تا اعتماد به نفس خود را در صفحه بازی به دست آورد.
the count went to 3-2 before the batter finally had his at-bat.
قبل از اینکه بازیکن در نهایت ضربه خود را بزند، شمارش به 3-2 رسید.
the team needs him to have a productive at-bat in this situation.
تیم به او نیاز دارد تا در این شرایط یک ضربه مولد داشته باشد.
he ended his at-bat with a line drive right up the middle.
او ضربه خود را با یک ضربه خطی درست در وسط پایان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید