augurally

[ایالات متحده]/ˈɔːɡjərəli/
[بریتانیا]/ˈɔːɡjərəli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ی آغازین؛ به عنوان نشانه‌ای یا پیشگویی؛ پیش‌بینی‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

augurally speaking

Persian_translation

augurally inclined

Persian_translation

augurally significant

Persian_translation

جملات نمونه

weather forecasters were augurally challenged this summer, missing three major storms entirely

شرایط آب و هوایی تابستان امسال، پیش‌بینی‌کنندگان هواشناسی را به طور قابل توجهی به چالش کشید و سه طوفان بزرگ را به طور کامل از دست دادند.

speaking augurally, the economist predicted another quarter of recession despite positive indicators

با صحبت کردن به طور خوش‌یمن، اقتصاددان پیش‌بینی کرد که با وجود نشانه‌های مثبت، رکود یک فصل دیگر ادامه خواهد داشت.

the ancient oracle was augurally inclined toward dark prophecies, rarely offering hope

پیغمبر باستانی به طور خوش‌یمن به پیشگویی‌های تاریک گرایش داشت و به ندرت امیدی را ارائه می‌کرد.

the committee's decision was augurally motivated by fears of market instability rather than actual data

تصمیم کمیته به طور خوش‌یمن توسط ترس از بی‌ثباتی بازار و نه داده‌های واقعی، تحت تأثیر قرار گرفت.

her analysis was augurally sound, accurately predicting the market correction three months in advance

تحلیل او به طور خوش‌یمن درست بود و به طور دقیق اصلاح بازار را سه ماه قبل پیش‌بینی کرد.

the initial projections were augurally accurate, matching actual results within two percent

پیش‌بینی‌های اولیه به طور خوش‌یمن دقیق بودند و نتایج واقعی را در عرض دو درصد مطابقت می‌دادند.

the prediction models proved augurally wrong when the hurricane changed course unexpectedly

مدل‌های پیش‌بینی نشان دادند که به طور خوش‌یمن اشتباه بودند، زمانی که گرداب به طور غیرمنتظره‌ای مسیر خود را تغییر داد.

the scientists admitted their projections were augurally biased toward conservative estimates

دانشمندان اعتراف کردند که پیش‌بینی‌های آنها به طور خوش‌یمن به سمت برآورد‌های محافظه‌کارانه گرایش داشتند.

the study's findings were augurally significant, suggesting a major shift in climate patterns

یافته‌های مطالعه به طور خوش‌یمن مهم بودند و نشان‌دهنده تغییرات اساسی در الگوهای آب و هوایی بودند.

the new regulations are augurally relevant to preventing future economic crises

قوانین جدید به طور خوش‌یمن برای جلوگیری از بحران‌های اقتصادی آینده مرتبط هستند.

the ancient romans consulted priests augurally before making any major military decisions

رومیان باستان قبل از اتخاذ هرگونه تصمیم نظامی مهم، به طور خوش‌یمن با کشیشان مشورت می‌کردند.

the oracle's warning was augurally prophetic, though initially dismissed by the king

هشدار اوراکل به طور خوش‌یمن پیشگویانه بود، اگرچه در ابتدا توسط پادشاه نادیده گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید