begirds

[ایالات متحده]/bɪˈɡɜːrd/
[بریتانیا]/bəˈɡɝd/

ترجمه

v به دور چیزی حلقه زدن یا احاطه کردن، معمولاً با یک مانع یا حلقه محافظتی از مواد؛ به بستن یا محکم کردن چیزی با یک طناب یا بند.

عبارات و ترکیب‌ها

begird with beauty

آراسته با زیبایی

begirded by mountains

احاطه شده توسط کوه‌ها

begirded in glory

در شکوه پوشیده شده

begirded by enemies

احاطه شده توسط دشمنان

جملات نمونه

he decided to begird himself with confidence before the presentation.

او تصمیم گرفت قبل از ارائه، خود را با اعتماد به نفس احاطه کند.

she begirded herself with a strong sense of purpose.

او خود را با حس قوی هدف احاطه کرد.

the knight begirded himself with armor before heading into battle.

شوالیه قبل از رفتن به جنگ، خود را با زره احاطه کرد.

they begirded the project with careful planning and execution.

آنها پروژه را با برنامه ریزی و اجرای دقیق احاطه کردند.

she begirded her thoughts with clarity and focus.

او افکار خود را با وضوح و تمرکز احاطه کرد.

before the journey, he begirded himself with essential supplies.

قبل از سفر، او خود را با لوازم ضروری احاطه کرد.

the team begirded their strategy with innovative ideas.

تیم، استراتژی خود را با ایده های نوآورانه احاطه کرد.

she begirded her emotions with a layer of composure.

او احساسات خود را با لایه ای از آرامش احاطه کرد.

he begirded his life with a commitment to fitness.

او زندگی خود را با تعهد به تناسب اندام احاطه کرد.

the artist begirded the canvas with vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ های زنده احاطه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید