blowup

[ایالات متحده]/blaʊˈʌp/
[بریتانیا]/bˌloʊˈʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک انفجار ناگهانی و خشونت‌آمیز؛ یک انفجار خشمگین یا بحث؛ یک عکس یا تصویر بزرگ‌شده؛ یک شکست یا فروپاشی ناگهانی و فاجعه‌آمیز
Word Forms
جمعblowups

عبارات و ترکیب‌ها

blowup photo

عکس بزرگ‌شده

blowup doll

عروسک متورم

blowup argument

بحث تشدید شده

blowup in popularity

افزایش محبوبیت

جملات نمونه

there was a blowup during the meeting.

در طول جلسه، یک درگیری شدید رخ داد.

he had a blowup over the small issue.

او به دلیل مسئله کوچک دچار عصبانیت شدید شد.

the blowup in the factory caused a lot of damage.

انفجار در کارخانه باعث خسارت زیادی شد.

she tried to avoid a blowup with her boss.

او سعی کرد از درگیری با رئیسش جلوگیری کند.

the blowup of the balloon surprised the children.

منفجر شدن بالن کودکان را شگفت زده کرد.

his temper can lead to a blowup at any moment.

خشم و عصبانیت او ممکن است در هر لحظه باعث درگیری شود.

they had a blowup after the argument.

بعد از بحث، آنها دچار درگیری شدند.

the blowup made headlines in the news.

این حادثه در اخبار سرتیتر شد.

she experienced a blowup of emotions during the movie.

او در طول فیلم، احساسات شدید را تجربه کرد.

after the blowup, they decided to reconcile.

بعد از درگیری، آنها تصمیم گرفتند آشتی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید