borda

[ایالات متحده]//ˈbɔːdə//
[بریتانیا]//ˈbɔːrdə//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انجمن تحقیقات و توسعه اکسیژن بریتانیا
شکل‌های واژه
جمعbordas

جملات نمونه

the borda count is a ranked voting system.

شمارش بوردا یک سیستم رای‌گیری مرتب‌شده است.

the borda method is used in many elections.

روش بوردا در بسیاری از انتخابات استفاده می‌شود.

politicians often prefer the borda system because it is simple.

سیاستمداران اغلب سیستم بوردا را به دلیل سادگی آن ترجیح می‌دهند.

the borda ranking helps determine the winner fairly.

رتبه‌بندی بوردا به تعیین برنده به‌طور عادلانه کمک می‌کند.

each candidate receives a borda score based on their rankings.

هر نامزد بر اساس رتبه‌بندی‌اش یک امتیاز بوردا دریافت می‌کند.

the borda winner is the candidate with the highest total points.

برنده بوردا نامزدی است که بیشترین امتیاز کل را دارد.

some countries use the borda election method for parliamentary seats.

برخی کشورها از روش انتخابات بوردا برای نمایندگی‌های پارلمانی استفاده می‌کنند.

the borda procedure ensures that voter preferences are considered.

فرآیند بوردا تضمین می‌کند که ترجیحات رای‌دهندگان در نظر گرفته می‌شود.

critics argue that the borda rule can be manipulated.

انتقادات می‌گویند قانون بوردا ممکن است توسط دیگران تحریف شود.

the borda count originated in france in the 18th century.

شمارش بوردا در قرن ۱۸ در فرانسه به وجود آمد.

academic committees sometimes use the borda voting method.

کمیته‌های آکادمیک گاهی از روش رای‌گیری بوردا استفاده می‌کنند.

the borda system rewards candidates who are broadly acceptable.

سیستم بوردا نامزدهایی را که به طور کلی قابل قبول هستند پاداش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید