breakax

[ایالات متحده]//brɛɪks//
[بریتانیا]//breɪks//

ترجمه

n. نوعی از breakaxe؛ نوعی چکش یا توماهاک.
شکل‌های واژه
جمعbreakaxes

عبارات و ترکیب‌ها

a breakaxe

یک اسکیم

the breakaxe

اسکیم

my breakaxe

اسکیم من

two breakaxes

دو اسکیم

new breakaxes

اسکیم‌های جدید

use a breakaxe

از یک اسکیم استفاده کن

heavy breakaxe

اسکیم سنگین

sharp breakaxes

اسکیم‌های تیز

broken breakaxes

اسکیم‌های شکسته

old breakaxes

اسکیم‌های قدیمی

جملات نمونه

the warrior lifted his breakax above his head.

نبردکار بازوی خود را بالا برداشت.

she sharpened her breakax before the battle.

او قبل از نبرد بازکردن چاقوی خود را تیز کرد.

the breakax struck the wooden door with tremendous force.

بازکردن با قدرت بسیار زیادی به در چوبی ضربه زد.

he carried two breakaxes at his sides.

او دو بازکردن را در کنار خود حمل می‌کرد.

the giant swung the breakax in a wide arc.

نیم‌گریب با بازکردن در یک قوس گسترده زد.

a skilled fighter knows how to use a breakax effectively.

نبردکار ماهر می‌داند چگونه به‌طور مؤثر از بازکردن استفاده کند.

the breakax blade was made of enchanted steel.

لبه بازکردن از فولاد جادویی ساخته شده بود.

they heard the sound of the breakax hitting the wall.

آن‌ها صدای ضربه بازکردن به دیوار را شنیدند.

the breakax was too heavy for the young apprentice.

بازکردن برای شاگرد جوان بسیار سنگین بود.

an ancient breakax hung on the castle wall.

یک بازکردن باستانی روی دیوار قلعه آویزان بود.

the monster's breakax crashed down beside him.

بازکردن زنگ‌زن در کنار او فرود آمد.

every knight must master the breakax in training.

هر ریزمن باید در آموزش بازکردن را مسلط شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید