| جمع | breakaxes |
a breakaxe
یک اسکیم
the breakaxe
اسکیم
my breakaxe
اسکیم من
two breakaxes
دو اسکیم
new breakaxes
اسکیمهای جدید
use a breakaxe
از یک اسکیم استفاده کن
heavy breakaxe
اسکیم سنگین
sharp breakaxes
اسکیمهای تیز
broken breakaxes
اسکیمهای شکسته
old breakaxes
اسکیمهای قدیمی
the warrior lifted his breakax above his head.
نبردکار بازوی خود را بالا برداشت.
she sharpened her breakax before the battle.
او قبل از نبرد بازکردن چاقوی خود را تیز کرد.
the breakax struck the wooden door with tremendous force.
بازکردن با قدرت بسیار زیادی به در چوبی ضربه زد.
he carried two breakaxes at his sides.
او دو بازکردن را در کنار خود حمل میکرد.
the giant swung the breakax in a wide arc.
نیمگریب با بازکردن در یک قوس گسترده زد.
a skilled fighter knows how to use a breakax effectively.
نبردکار ماهر میداند چگونه بهطور مؤثر از بازکردن استفاده کند.
the breakax blade was made of enchanted steel.
لبه بازکردن از فولاد جادویی ساخته شده بود.
they heard the sound of the breakax hitting the wall.
آنها صدای ضربه بازکردن به دیوار را شنیدند.
the breakax was too heavy for the young apprentice.
بازکردن برای شاگرد جوان بسیار سنگین بود.
an ancient breakax hung on the castle wall.
یک بازکردن باستانی روی دیوار قلعه آویزان بود.
the monster's breakax crashed down beside him.
بازکردن زنگزن در کنار او فرود آمد.
every knight must master the breakax in training.
هر ریزمن باید در آموزش بازکردن را مسلط شود.
a breakaxe
یک اسکیم
the breakaxe
اسکیم
my breakaxe
اسکیم من
two breakaxes
دو اسکیم
new breakaxes
اسکیمهای جدید
use a breakaxe
از یک اسکیم استفاده کن
heavy breakaxe
اسکیم سنگین
sharp breakaxes
اسکیمهای تیز
broken breakaxes
اسکیمهای شکسته
old breakaxes
اسکیمهای قدیمی
the warrior lifted his breakax above his head.
نبردکار بازوی خود را بالا برداشت.
she sharpened her breakax before the battle.
او قبل از نبرد بازکردن چاقوی خود را تیز کرد.
the breakax struck the wooden door with tremendous force.
بازکردن با قدرت بسیار زیادی به در چوبی ضربه زد.
he carried two breakaxes at his sides.
او دو بازکردن را در کنار خود حمل میکرد.
the giant swung the breakax in a wide arc.
نیمگریب با بازکردن در یک قوس گسترده زد.
a skilled fighter knows how to use a breakax effectively.
نبردکار ماهر میداند چگونه بهطور مؤثر از بازکردن استفاده کند.
the breakax blade was made of enchanted steel.
لبه بازکردن از فولاد جادویی ساخته شده بود.
they heard the sound of the breakax hitting the wall.
آنها صدای ضربه بازکردن به دیوار را شنیدند.
the breakax was too heavy for the young apprentice.
بازکردن برای شاگرد جوان بسیار سنگین بود.
an ancient breakax hung on the castle wall.
یک بازکردن باستانی روی دیوار قلعه آویزان بود.
the monster's breakax crashed down beside him.
بازکردن زنگزن در کنار او فرود آمد.
every knight must master the breakax in training.
هر ریزمن باید در آموزش بازکردن را مسلط شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید