breezed

[ایالات متحده]/[briːzd]/
[بریتانیا]/[briːzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته شدۀ breeze) با حرکت نرم و خفیف حرکت کردن؛ با وزش نرم حرکت کردن.؛ عبور یا حرکت سریع و خفیف کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

breezed through

سریع و آسان پیش رفت

breezed in

سریع وارد شد

breezed past

سریع از کنار گذشت

lightly breezed

خیلی سریع باد می‌زد

she breezed

او سریع پیش رفت

he breezed

او سریع پیش رفت

breezed by

سریع از کنار گذشت

breezed out

سریع خارج شد

they breezed

آن‌ها سریع پیش رفتند

جملات نمونه

a cool breeze breezed through the open window.

یک باد خنک از پنجره باز عبور کرد.

she breezed into the room with a confident smile.

او با لبخندی اطمینان‌آمیز به اتاق وارد شد.

the scent of lavender breezed across the garden.

بوی گیلاس از میان باغ عبور کرد.

he breezed past us without acknowledging our presence.

او از کنار ما عبور کرد بدون اینکه حضور ما را می‌شناخت.

a gentle breeze breezed off the ocean.

یک باد نرم از اقیانوس عبور کرد.

the music breezed through the speakers, filling the air.

موسیقی از میان بلندگوها عبور کرد و هوا را پر کرد.

she breezed through the presentation with ease.

او به راحتی از ارائه عبور کرد.

a warm breeze breezed across my face.

یک باد گرم روی صورتم عبور کرد.

the news of her promotion breezed around the office.

خبر ارتقا او در اداره پخش شد.

he breezed into the meeting late, apologizing briefly.

او به جلسه با دیر کردن وارد شد و به طور مختصر عذرخواهی کرد.

a refreshing breeze breezed through the trees.

یک باد تازگی از میان درختان عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید