breezed through
سریع و آسان پیش رفت
breezed in
سریع وارد شد
breezed past
سریع از کنار گذشت
lightly breezed
خیلی سریع باد میزد
she breezed
او سریع پیش رفت
he breezed
او سریع پیش رفت
breezed by
سریع از کنار گذشت
breezed out
سریع خارج شد
they breezed
آنها سریع پیش رفتند
a cool breeze breezed through the open window.
یک باد خنک از پنجره باز عبور کرد.
she breezed into the room with a confident smile.
او با لبخندی اطمینانآمیز به اتاق وارد شد.
the scent of lavender breezed across the garden.
بوی گیلاس از میان باغ عبور کرد.
he breezed past us without acknowledging our presence.
او از کنار ما عبور کرد بدون اینکه حضور ما را میشناخت.
a gentle breeze breezed off the ocean.
یک باد نرم از اقیانوس عبور کرد.
the music breezed through the speakers, filling the air.
موسیقی از میان بلندگوها عبور کرد و هوا را پر کرد.
she breezed through the presentation with ease.
او به راحتی از ارائه عبور کرد.
a warm breeze breezed across my face.
یک باد گرم روی صورتم عبور کرد.
the news of her promotion breezed around the office.
خبر ارتقا او در اداره پخش شد.
he breezed into the meeting late, apologizing briefly.
او به جلسه با دیر کردن وارد شد و به طور مختصر عذرخواهی کرد.
a refreshing breeze breezed through the trees.
یک باد تازگی از میان درختان عبور کرد.
breezed through
سریع و آسان پیش رفت
breezed in
سریع وارد شد
breezed past
سریع از کنار گذشت
lightly breezed
خیلی سریع باد میزد
she breezed
او سریع پیش رفت
he breezed
او سریع پیش رفت
breezed by
سریع از کنار گذشت
breezed out
سریع خارج شد
they breezed
آنها سریع پیش رفتند
a cool breeze breezed through the open window.
یک باد خنک از پنجره باز عبور کرد.
she breezed into the room with a confident smile.
او با لبخندی اطمینانآمیز به اتاق وارد شد.
the scent of lavender breezed across the garden.
بوی گیلاس از میان باغ عبور کرد.
he breezed past us without acknowledging our presence.
او از کنار ما عبور کرد بدون اینکه حضور ما را میشناخت.
a gentle breeze breezed off the ocean.
یک باد نرم از اقیانوس عبور کرد.
the music breezed through the speakers, filling the air.
موسیقی از میان بلندگوها عبور کرد و هوا را پر کرد.
she breezed through the presentation with ease.
او به راحتی از ارائه عبور کرد.
a warm breeze breezed across my face.
یک باد گرم روی صورتم عبور کرد.
the news of her promotion breezed around the office.
خبر ارتقا او در اداره پخش شد.
he breezed into the meeting late, apologizing briefly.
او به جلسه با دیر کردن وارد شد و به طور مختصر عذرخواهی کرد.
a refreshing breeze breezed through the trees.
یک باد تازگی از میان درختان عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید