cartwheels

[ایالات متحده]/ˈkɑːtˌwiːlz/
[بریتانیا]/ˈkɑːrtˌhwɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از چرخش‌ها که توسط یک فرد در حالت درازکش به پهلو و در حال چرخش با دست‌های کشیده انجام می‌شود؛ جمع cartwheel (چرخ بزرگ وسیله نقلیه).

عبارات و ترکیب‌ها

do cartwheels

انجام وارونه‌ها

cartwheels in grass

وارونه‌ها روی چمن

cartwheels for fun

وارونه‌ها برای تفریح

cartwheels and flips

وارونه‌ها و پرش‌ها

cartwheels on mat

وارونه‌ها روی تشک

cartwheels in class

وارونه‌ها در کلاس

cartwheels with friends

وارونه‌ها با دوستان

practice cartwheels

تمرین وارونه‌ها

cartwheels on beach

وارونه‌ها روی ساحل

cartwheels in summer

وارونه‌ها در تابستان

جملات نمونه

she did cartwheels across the lawn.

او به صورت وارونه روی چمن چرخید.

he practiced cartwheels at the gym.

او در باشگاه چرخ‌های وارونه تمرین کرد.

the children laughed as they did cartwheels.

کودکان در حالی که چرخ‌های وارونه انجام می‌دادند، خندیدند.

cartwheels are a fun way to exercise.

چرخ‌های وارونه یک راه سرگرم‌کننده برای ورزش کردن هستند.

she taught her little brother how to do cartwheels.

او به برادر کوچکش آموزش داد که چگونه چرخ‌های وارونه انجام دهد.

doing cartwheels requires good balance.

انجام چرخ‌های وارونه به تعادل خوب نیاز دارد.

he fell while trying to do cartwheels.

او در حالی که سعی می‌کرد چرخ‌های وارونه انجام دهد، افتاد.

she showed off her cartwheels at the picnic.

او چرخ‌های وارونه خود را در پیک‌نیک به نمایش گذاشت.

cartwheels are a classic gymnastic move.

چرخ‌های وارونه یک حرکت ورزشی کلاسیک هستند.

they cheered as she performed cartwheels.

آنها تشویق کردند وقتی او چرخ‌های وارونه انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید