do cartwheels
انجام وارونهها
cartwheels in grass
وارونهها روی چمن
cartwheels for fun
وارونهها برای تفریح
cartwheels and flips
وارونهها و پرشها
cartwheels on mat
وارونهها روی تشک
cartwheels in class
وارونهها در کلاس
cartwheels with friends
وارونهها با دوستان
practice cartwheels
تمرین وارونهها
cartwheels on beach
وارونهها روی ساحل
cartwheels in summer
وارونهها در تابستان
she did cartwheels across the lawn.
او به صورت وارونه روی چمن چرخید.
he practiced cartwheels at the gym.
او در باشگاه چرخهای وارونه تمرین کرد.
the children laughed as they did cartwheels.
کودکان در حالی که چرخهای وارونه انجام میدادند، خندیدند.
cartwheels are a fun way to exercise.
چرخهای وارونه یک راه سرگرمکننده برای ورزش کردن هستند.
she taught her little brother how to do cartwheels.
او به برادر کوچکش آموزش داد که چگونه چرخهای وارونه انجام دهد.
doing cartwheels requires good balance.
انجام چرخهای وارونه به تعادل خوب نیاز دارد.
he fell while trying to do cartwheels.
او در حالی که سعی میکرد چرخهای وارونه انجام دهد، افتاد.
she showed off her cartwheels at the picnic.
او چرخهای وارونه خود را در پیکنیک به نمایش گذاشت.
cartwheels are a classic gymnastic move.
چرخهای وارونه یک حرکت ورزشی کلاسیک هستند.
they cheered as she performed cartwheels.
آنها تشویق کردند وقتی او چرخهای وارونه انجام داد.
do cartwheels
انجام وارونهها
cartwheels in grass
وارونهها روی چمن
cartwheels for fun
وارونهها برای تفریح
cartwheels and flips
وارونهها و پرشها
cartwheels on mat
وارونهها روی تشک
cartwheels in class
وارونهها در کلاس
cartwheels with friends
وارونهها با دوستان
practice cartwheels
تمرین وارونهها
cartwheels on beach
وارونهها روی ساحل
cartwheels in summer
وارونهها در تابستان
she did cartwheels across the lawn.
او به صورت وارونه روی چمن چرخید.
he practiced cartwheels at the gym.
او در باشگاه چرخهای وارونه تمرین کرد.
the children laughed as they did cartwheels.
کودکان در حالی که چرخهای وارونه انجام میدادند، خندیدند.
cartwheels are a fun way to exercise.
چرخهای وارونه یک راه سرگرمکننده برای ورزش کردن هستند.
she taught her little brother how to do cartwheels.
او به برادر کوچکش آموزش داد که چگونه چرخهای وارونه انجام دهد.
doing cartwheels requires good balance.
انجام چرخهای وارونه به تعادل خوب نیاز دارد.
he fell while trying to do cartwheels.
او در حالی که سعی میکرد چرخهای وارونه انجام دهد، افتاد.
she showed off her cartwheels at the picnic.
او چرخهای وارونه خود را در پیکنیک به نمایش گذاشت.
cartwheels are a classic gymnastic move.
چرخهای وارونه یک حرکت ورزشی کلاسیک هستند.
they cheered as she performed cartwheels.
آنها تشویق کردند وقتی او چرخهای وارونه انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید