co-sponsor event
رویداد حامیمالی مشترک
co-sponsored project
پروژه حامیمالی مشترک
be a co-sponsor
حامی مالی مشترک بودن
co-sponsoring company
شرکت حامی مالی مشترک
co-sponsored research
تحقیقات حامی مالی مشترک
co-sponsor agreement
توافقنامه حامی مالی مشترک
co-sponsored initiative
ابتکار عمل حامی مالی مشترک
co-sponsored workshop
کارگاه آموزشی حامی مالی مشترک
co-sponsored gala
گالا حامی مالی مشترک
be co-sponsoring
در حال حامی مالی مشترک بودن
the conference was successfully held thanks to our generous co-sponsors.
کنفرانس با موفقیت به لطف حامیان مالی سخاوتمند ما برگزار شد.
we are actively seeking co-sponsors for our upcoming charity gala.
ما به طور فعال به دنبال حامیان مالی برای شام خیریه آینده خود هستیم.
several local businesses agreed to co-sponsor the community event.
چندین کسب و کار محلی برای حمایت از رویداد محلی به عنوان حامی مالی موافقت کردند.
the university partnered with several companies as co-sponsors of the research project.
دانشگاه با چندین شرکت به عنوان حامی مالی پروژه تحقیقاتی همکاری کرد.
we value our co-sponsors and appreciate their financial support.
ما از حامیان مالی خود قدردانی می کنیم و از حمایت مالی آنها قدردانی می کنیم.
the arts festival welcomed new co-sponsors this year.
جشنواره هنری امسال حامیان مالی جدیدی را استقبال کرد.
we offer various sponsorship packages for potential co-sponsors.
ما بسته های حمایت مالی مختلفی را برای حامیان مالی بالقوه ارائه می دهیم.
the event's success depended on the commitment of its co-sponsors.
موفقیت رویداد به تعهد حامیان مالی آن بستگی داشت.
we are grateful to our long-standing co-sponsors for their continued support.
ما از حامیان مالی بلند مدت خود برای حمایت مستمرشان قدردانی می کنیم.
the museum actively cultivates relationships with potential co-sponsors.
موزه به طور فعال روابطی با حامیان مالی بالقوه ایجاد می کند.
we invited several organizations to become co-sponsors of the initiative.
ما از چندین سازمان دعوت کردیم تا حامی مالی طرح را بر عهده بگیرند.
co-sponsor event
رویداد حامیمالی مشترک
co-sponsored project
پروژه حامیمالی مشترک
be a co-sponsor
حامی مالی مشترک بودن
co-sponsoring company
شرکت حامی مالی مشترک
co-sponsored research
تحقیقات حامی مالی مشترک
co-sponsor agreement
توافقنامه حامی مالی مشترک
co-sponsored initiative
ابتکار عمل حامی مالی مشترک
co-sponsored workshop
کارگاه آموزشی حامی مالی مشترک
co-sponsored gala
گالا حامی مالی مشترک
be co-sponsoring
در حال حامی مالی مشترک بودن
the conference was successfully held thanks to our generous co-sponsors.
کنفرانس با موفقیت به لطف حامیان مالی سخاوتمند ما برگزار شد.
we are actively seeking co-sponsors for our upcoming charity gala.
ما به طور فعال به دنبال حامیان مالی برای شام خیریه آینده خود هستیم.
several local businesses agreed to co-sponsor the community event.
چندین کسب و کار محلی برای حمایت از رویداد محلی به عنوان حامی مالی موافقت کردند.
the university partnered with several companies as co-sponsors of the research project.
دانشگاه با چندین شرکت به عنوان حامی مالی پروژه تحقیقاتی همکاری کرد.
we value our co-sponsors and appreciate their financial support.
ما از حامیان مالی خود قدردانی می کنیم و از حمایت مالی آنها قدردانی می کنیم.
the arts festival welcomed new co-sponsors this year.
جشنواره هنری امسال حامیان مالی جدیدی را استقبال کرد.
we offer various sponsorship packages for potential co-sponsors.
ما بسته های حمایت مالی مختلفی را برای حامیان مالی بالقوه ارائه می دهیم.
the event's success depended on the commitment of its co-sponsors.
موفقیت رویداد به تعهد حامیان مالی آن بستگی داشت.
we are grateful to our long-standing co-sponsors for their continued support.
ما از حامیان مالی بلند مدت خود برای حمایت مستمرشان قدردانی می کنیم.
the museum actively cultivates relationships with potential co-sponsors.
موزه به طور فعال روابطی با حامیان مالی بالقوه ایجاد می کند.
we invited several organizations to become co-sponsors of the initiative.
ما از چندین سازمان دعوت کردیم تا حامی مالی طرح را بر عهده بگیرند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now