| قسمت سوم فعل | collimated |
| زمان گذشته | collimated |
| صفت یا فعل حال استمراری | collimating |
| شکل سوم شخص مفرد | collimates |
collimate light
نور همراستا کنید
collimate beam
بار متمرکز را همراستا کنید
collimate rays
اشعه ها را همراستا کنید
collimate optics
اپتیک را همراستا کنید
collimate source
منبع را همراستا کنید
collimate system
سیستم را همراستا کنید
collimate axis
محور را همراستا کنید
collimate setup
راه اندازی را همراستا کنید
collimate target
هدف را همراستا کنید
collimate focus
تمرکز را همراستا کنید
it is essential to collimate the telescope before observing the stars.
برای مشاهده ستارگان، قبل از هر چیز، ضروری است که تلسکوپ را همراستا کنید.
the technician will collimate the laser to ensure accurate measurements.
تکنسین لیزر را برای اطمینان از اندازهگیری دقیق همراستا خواهد کرد.
to improve performance, we need to collimate the optics carefully.
برای بهبود عملکرد، ما باید لنزها را با دقت همراستا کنیم.
collimating the camera lens can enhance the quality of the photographs.
همراستا کردن لنز دوربین میتواند کیفیت عکسها را افزایش دهد.
he learned how to collimate the projector for better image clarity.
او یاد گرفت که چگونه پرژکتور را برای وضوح تصویر بهتر همراستا کند.
before the experiment, scientists must collimate the beam accurately.
قبل از آزمایش، دانشمندان باید پرتو را به طور دقیق همراستا کنند.
collimating the microscope is crucial for observing tiny details.
همراستا کردن میکروسکوپ برای مشاهده جزئیات کوچک بسیار مهم است.
they will collimate the antennas to improve signal strength.
آنها آنتنها را برای بهبود قدرت سیگنال همراستا خواهند کرد.
properly collimating the equipment can prevent distortion in the results.
همراستا کردن مناسب تجهیزات میتواند از تحریف نتایج جلوگیری کند.
he spent hours trying to collimate the old rifle scope.
او ساعتها وقت صرف کرد تا سعی کرد دوربین شکاری قدیمی را همراستا کند.
collimate light
نور همراستا کنید
collimate beam
بار متمرکز را همراستا کنید
collimate rays
اشعه ها را همراستا کنید
collimate optics
اپتیک را همراستا کنید
collimate source
منبع را همراستا کنید
collimate system
سیستم را همراستا کنید
collimate axis
محور را همراستا کنید
collimate setup
راه اندازی را همراستا کنید
collimate target
هدف را همراستا کنید
collimate focus
تمرکز را همراستا کنید
it is essential to collimate the telescope before observing the stars.
برای مشاهده ستارگان، قبل از هر چیز، ضروری است که تلسکوپ را همراستا کنید.
the technician will collimate the laser to ensure accurate measurements.
تکنسین لیزر را برای اطمینان از اندازهگیری دقیق همراستا خواهد کرد.
to improve performance, we need to collimate the optics carefully.
برای بهبود عملکرد، ما باید لنزها را با دقت همراستا کنیم.
collimating the camera lens can enhance the quality of the photographs.
همراستا کردن لنز دوربین میتواند کیفیت عکسها را افزایش دهد.
he learned how to collimate the projector for better image clarity.
او یاد گرفت که چگونه پرژکتور را برای وضوح تصویر بهتر همراستا کند.
before the experiment, scientists must collimate the beam accurately.
قبل از آزمایش، دانشمندان باید پرتو را به طور دقیق همراستا کنند.
collimating the microscope is crucial for observing tiny details.
همراستا کردن میکروسکوپ برای مشاهده جزئیات کوچک بسیار مهم است.
they will collimate the antennas to improve signal strength.
آنها آنتنها را برای بهبود قدرت سیگنال همراستا خواهند کرد.
properly collimating the equipment can prevent distortion in the results.
همراستا کردن مناسب تجهیزات میتواند از تحریف نتایج جلوگیری کند.
he spent hours trying to collimate the old rifle scope.
او ساعتها وقت صرف کرد تا سعی کرد دوربین شکاری قدیمی را همراستا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید