depersonalized data
اطلاعات غیرشخصیشده
depersonalized information
اطلاعات غیرشخصیشده
depersonalized approach
رویکرد غیرشخصیشده
depersonalized content
محتوای غیرشخصیشده
depersonalized experience
تجربه غیرشخصیشده
depersonalized services
خدمات غیرشخصیشده
depersonalized profiles
پروفایلهای غیرشخصیشده
depersonalized feedback
بازخورد غیرشخصیشده
depersonalized analysis
تجزیهوتحلیل غیرشخصیشده
depersonalized marketing
بازاریابی غیرشخصیشده
the data was depersonalized to protect user privacy.
اطلاعات شخصیسازی نشده بود تا از حریم خصوصی کاربر محافظت شود.
depersonalized feedback can help improve performance.
بازخورد شخصیسازینشده میتواند به بهبود عملکرد کمک کند.
in research, depersonalized information is often preferred.
در تحقیقات، اطلاعات شخصیسازینشده اغلب ترجیح داده میشود.
the system uses depersonalized data for analysis.
سیستم از دادههای شخصیسازینشده برای تجزیه و تحلیل استفاده میکند.
depersonalized content ensures a fair evaluation process.
محتوای شخصیسازینشده تضمین میکند که فرآیند ارزیابی منصفانه باشد.
they provided depersonalized reports to maintain confidentiality.
آنها گزارشهای شخصیسازینشده ارائه کردند تا محرمانگی را حفظ کنند.
depersonalized surveys can yield more honest responses.
نظرسنجیهای شخصیسازینشده میتوانند پاسخهای صادقانهتری به دست آورند.
using depersonalized data can reduce bias in studies.
استفاده از دادههای شخصیسازینشده میتواند تعصب را در مطالعات کاهش دهد.
she felt more comfortable sharing depersonalized experiences.
او احساس راحتی بیشتری برای به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصیسازینشده داشت.
depersonalized interactions can sometimes lack emotional depth.
تعاملات شخصیسازینشده گاهی اوقات ممکن است فاقد عمق عاطفی باشند.
depersonalized data
اطلاعات غیرشخصیشده
depersonalized information
اطلاعات غیرشخصیشده
depersonalized approach
رویکرد غیرشخصیشده
depersonalized content
محتوای غیرشخصیشده
depersonalized experience
تجربه غیرشخصیشده
depersonalized services
خدمات غیرشخصیشده
depersonalized profiles
پروفایلهای غیرشخصیشده
depersonalized feedback
بازخورد غیرشخصیشده
depersonalized analysis
تجزیهوتحلیل غیرشخصیشده
depersonalized marketing
بازاریابی غیرشخصیشده
the data was depersonalized to protect user privacy.
اطلاعات شخصیسازی نشده بود تا از حریم خصوصی کاربر محافظت شود.
depersonalized feedback can help improve performance.
بازخورد شخصیسازینشده میتواند به بهبود عملکرد کمک کند.
in research, depersonalized information is often preferred.
در تحقیقات، اطلاعات شخصیسازینشده اغلب ترجیح داده میشود.
the system uses depersonalized data for analysis.
سیستم از دادههای شخصیسازینشده برای تجزیه و تحلیل استفاده میکند.
depersonalized content ensures a fair evaluation process.
محتوای شخصیسازینشده تضمین میکند که فرآیند ارزیابی منصفانه باشد.
they provided depersonalized reports to maintain confidentiality.
آنها گزارشهای شخصیسازینشده ارائه کردند تا محرمانگی را حفظ کنند.
depersonalized surveys can yield more honest responses.
نظرسنجیهای شخصیسازینشده میتوانند پاسخهای صادقانهتری به دست آورند.
using depersonalized data can reduce bias in studies.
استفاده از دادههای شخصیسازینشده میتواند تعصب را در مطالعات کاهش دهد.
she felt more comfortable sharing depersonalized experiences.
او احساس راحتی بیشتری برای به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصیسازینشده داشت.
depersonalized interactions can sometimes lack emotional depth.
تعاملات شخصیسازینشده گاهی اوقات ممکن است فاقد عمق عاطفی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید