detangling

[ایالات متحده]/ˌdiːˈtæŋɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdiːˈtæŋɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (computing) رفع اشکال (دیباگینگ); رفع مشکل در شبکه پیچیده (به عنوان مثال، رفتار ناپایدار یا لرزشی شبکه)
n. عمل یا فرآیند رفع گره‌ها؛ از بین بردن گره خوردگی
adj. رفع گره؛ صاف و جدا کردن مو، الیاف یا خطوط
v. فعل استمراری فعل detangle: رفع گره؛ جدا کردن چیزهای گره خورده

عبارات و ترکیب‌ها

detangling hair

گشودن مو

detangling knots

باز کردن گره مو

detangling brush

برس باز کننده مو

detangling spray

اسپری باز کننده مو

detangling process

فرآیند باز کردن مو

جملات نمونه

i spent the morning detangling my hair after a windy walk.

من صبح را صرف باز کردن گره‌های موهایم کردم بعد از یک پیاده‌روی در باد.

she is detangling the necklace chain with a pin and steady hands.

او زنجیر گردنبند را با یک سنجاق و دست‌های ثابتانه باز می‌کند.

the team is detangling a messy schedule before the product launch.

تیم در حال باز کردن یک برنامه شلوغ قبل از عرضه محصول است.

he kept detangling the earphone wires in his pocket during the commute.

او در طول مسیر رفت و آمد، سیم‌های هدفون را در جیب خود باز می‌کرد.

after the storm, volunteers began detangling fallen branches from the fence.

بعد از طوفان، داوطلبان شروع به باز کردن شاخه‌های افتاده از حصار کردند.

the editor is detangling the plot to fix confusing story threads.

ویراستار در حال باز کردن طرح داستان برای رفع خطوط داستانی گیج‌کننده است.

we are detangling a backlog of support tickets to restore response times.

ما در حال باز کردن انباری از بلیط‌های پشتیبانی برای بازگرداندن زمان پاسخگویی هستیم.

the lawyer is detangling conflicting statements in the case file.

وکیل در حال باز کردن اظهارات متناقض در پرونده است.

she practiced detangling knots in climbing rope before the trip.

او قبل از سفر تمرین کرد که چگونه گره‌های طناب صعودی را باز کند.

the accountant is detangling a trail of receipts to close the books.

حسابدار در حال باز کردن ردی از رسیدها برای بستن حساب‌ها است.

he is detangling a misunderstanding with a calm, honest conversation.

او با یک مکالمه آرام و صادقانه در حال باز کردن سوء تفاهم است.

they worked on detangling supply chain delays with new shipping routes.

آنها روی باز کردن تأخیرهای زنجیره تأمین با مسیرهای حمل و نقل جدید کار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید