| جمع | doofuss |
what a doofus
چه خنگی
you doofus
تو چه خنگی
silly doofus
خنگ احمقانه
clumsy doofus
خنگ دست و پا چلفتی
poor doofus
خنگ بیچاره
big doofus
خنگ بزرگ
doofus move
حرکت خنگی
doofus moment
لحظه خنگی
doofus alert
هشدار خنگی
don't be such a doofus when making decisions.
وقتی تصمیم میگیرید، آدم احمقی نباشید.
he called himself a doofus after forgetting his keys.
او بعد از فراموش کردن کلیدهایش خود را احمق خطاب کرد.
she laughed at her doofus friend for tripping over nothing.
او به خاطر زمین خوردن دوست احمقش خندید.
being a doofus sometimes can be endearing.
گاهی اوقات احمق بودن میتواند دوستداشتنی باشد.
he felt like a doofus for not studying for the test.
او احساس میکرد که به خاطر نخواندن برای امتحان احمق بوده است.
stop acting like a doofus and pay attention.
دیگر مثل آدم احمق رفتار نکنید و توجه کنید.
she was a doofus for believing the prank.
او به خاطر باور کردن شوخی احمق بود.
every group has that one doofus who makes everyone laugh.
هر گروهی آن یک آدم احمق را دارد که باعث خنده همه میشود.
he tried to impress her, but ended up looking like a doofus.
او سعی کرد او را تحت تاثیر قرار دهد، اما در نهایت مانند یک آدم احمق به نظر رسید.
don't be a doofus; read the instructions first!
آدم احمق نباشید؛ اول دستورالعملها را بخوانید!
what a doofus
چه خنگی
you doofus
تو چه خنگی
silly doofus
خنگ احمقانه
clumsy doofus
خنگ دست و پا چلفتی
poor doofus
خنگ بیچاره
big doofus
خنگ بزرگ
doofus move
حرکت خنگی
doofus moment
لحظه خنگی
doofus alert
هشدار خنگی
don't be such a doofus when making decisions.
وقتی تصمیم میگیرید، آدم احمقی نباشید.
he called himself a doofus after forgetting his keys.
او بعد از فراموش کردن کلیدهایش خود را احمق خطاب کرد.
she laughed at her doofus friend for tripping over nothing.
او به خاطر زمین خوردن دوست احمقش خندید.
being a doofus sometimes can be endearing.
گاهی اوقات احمق بودن میتواند دوستداشتنی باشد.
he felt like a doofus for not studying for the test.
او احساس میکرد که به خاطر نخواندن برای امتحان احمق بوده است.
stop acting like a doofus and pay attention.
دیگر مثل آدم احمق رفتار نکنید و توجه کنید.
she was a doofus for believing the prank.
او به خاطر باور کردن شوخی احمق بود.
every group has that one doofus who makes everyone laugh.
هر گروهی آن یک آدم احمق را دارد که باعث خنده همه میشود.
he tried to impress her, but ended up looking like a doofus.
او سعی کرد او را تحت تاثیر قرار دهد، اما در نهایت مانند یک آدم احمق به نظر رسید.
don't be a doofus; read the instructions first!
آدم احمق نباشید؛ اول دستورالعملها را بخوانید!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید