front-loading

[ایالات متحده]/[frʌnt ˈləʊdɪŋ]/
[بریتانیا]/[frʌnt ˈloʊdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (همچنین front-load) تخصیص تاریخ‌های انتخابات اولیه به برخی از ایالت‌ها را انجام دادن؛ (همچنین front-load) توزیع منابع یا وظایف را به‌طور پیش‌بینی شده انجام دادن.
n. عملیات تخصیص تاریخ‌های انتخابات اولیه به برخی از ایالت‌ها؛ فرایند توزیع منابع یا وظایف به‌طور پیش‌بینی شده.

عبارات و ترکیب‌ها

front-loading strategy

استراتژی پیش بارگذاری

front-loading costs

هزینه‌های پیش بارگذاری

front-loading process

فرآیند پیش بارگذاری

front-loading benefits

مزاياي پيش بارگذاري

front-loading campaign

کمپین پیش بارگذاری

front-loading phase

مرحله پیش بارگذاری

front-loading initiative

مبادرت پیش بارگذاری

front-loading system

سیستم پیش بارگذاری

front-loading data

داده‌های پیش بارگذاری

front-loading activities

فعالیت‌های پیش بارگذاری

جملات نمونه

the campaign involved front-loading key states to influence the primary outcome.

این کمپین شامل جابه‌جایی اولیه ایالت‌های کلیدی برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات اولیه بود.

front-loading the project timeline allowed for early risk identification.

جابه‌جایی اولیه زمان‌بندی پروژه به شناسایی زودهنگام ریسک‌ها امکان‌پذیر بود.

we're front-loading resources into the marketing department this quarter.

ما در این فصل منابع را به اداره بازاریابی جابه‌جا می‌کنیم.

front-loading the training program ensures employees are prepared for the new system.

جابه‌جایی اولیه برنامه آموزشی اطمینان حاصل می‌کند که کارکنان برای سیستم جدید آماده‌اند.

the company is front-loading investment in renewable energy sources.

شرکت در حال جابه‌جایی اولیه سرمایه‌گذاری در منابع انرژی تجدیدپذیر است.

front-loading the data analysis will provide insights for strategic planning.

جابه‌جایی اولیه تحلیل داده‌ها اطلاعاتی برای برنامه‌ریزی استراتژیک فراهم خواهد کرد.

we need to front-load the sales pipeline with qualified leads.

ما نیاز داریم تا خط لی드 فروش را با لید‌های کیفیت‌مند جابه‌جا کنیم.

front-loading the software development process can reduce time to market.

جابه‌جایی اولیه فرآیند توسعه نرم‌افزار می‌تواند زمانی که به بازار می‌رسد را کاهش دهد.

the strategy involved front-loading incentives to encourage early adoption.

استراتژی شامل جابه‌جایی اولیه حسادت‌های محرک برای تشویق به پذیرش زودهنگام بود.

front-loading the research phase is crucial for a successful product launch.

جابه‌جایی اولیه مرحله تحقیق برای راه‌اندازی موفق یک محصول ضروری است.

we are front-loading our efforts on customer acquisition this year.

ما این سال تلاش‌های خود را در زمینه جذب مشتری جابه‌جا می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید