hazer

[ایالات متحده]/[ˈheɪzər]/
[بریتانیا]/[ˈheɪzər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ساختن یا اعمال ابرهای مه، به ویژه در عکاسی یا ساخت فیلم.
n. شخصی که ابرهای مه را ساخته یا کنترل می‌کند، به ویژه در عکاسی یا ساخت فیلم؛ شخصی که به خاصه در رسانه‌های بصری، اثرات جوی، به ویژه مه، ایجاد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

hazer's chance

فرصت هازر

hazer arrived

هازر رسید

hazer working

هازر کار می کند

hazer's problem

مشکل هازر

hazer saw

هازر دید

hazer going

هازر در حال رفتن است

hazer's time

زمان هازر

hazer felt

هازر احساس کرد

hazer's turn

نوبت هازر

hazer understood

هازر فهمید

جملات نمونه

the morning haze made the mountains appear distant.

هاله صبحی باعث شد که کوه‌ها به نظر برسند دورتر.

a thick haze blanketed the city, reducing visibility.

یک هاله ضخیم شهر را پوشانده و دید را کاهش داد.

we drove through a dense haze on the highway.

ما از طریق یک هاله چگال در جاده عبور کردیم.

the air quality was poor due to the persistent haze.

کیفیت هوا به دلیل هاله مداوم ضعیف بود.

the haze obscured the view from the top of the tower.

هاله دید از بالای برج را محدود کرد.

the photographer struggled to shoot through the haze.

فotograf در عکس گرفتن از طریق هاله دچار مشکل شد.

the haze created a surreal and atmospheric scene.

هاله یک صحنه خیالی و جوی خاص ایجاد کرد.

the haze lifted slightly as the sun began to rise.

همان‌طور که خورشید شروع به طلوع کرد، هاله کمی از بین رفت.

the haze made the landscape appear soft and muted.

هاله باعث شد که نمایش زمین‌لی احساس نرم و مهیب شود.

we could barely see across the field due to the haze.

به دلیل هاله، ما تقریباً نمی‌توانستیم از یک میدان عبور کنیم.

the haze was particularly bad in the industrial areas.

هاله در مناطق صنعتی به خصوص بد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید