hewin

[ایالات متحده]/ˈhjuːɪn/
[بریتانیا]/ˈhjuːɪn/

ترجمه

n. نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعhewins

عبارات و ترکیب‌ها

hewing down

کاهش دادن

hewing out

برداشتن

stone hewing

کار حفر سنگ

hewing away

حذف کردن

hewing to

کاهش به

hewing off

جدا کردن

hewing through

پاره کردن

wood hewing

کار حفر چوب

جملات نمونه

he is hewin a path through the dense forest.

او در حال ایجاد مسیری از طریق جنگل گیچه است.

the carpenter is hewin the oak beam with precision.

چوب‌کار با دقت یک تیر گردو را ایجاد می‌کند.

they spent all morning hewin stones for the new wall.

آن‌ها تمام صبح را صخره‌هایی را برای دیوار جدید ایجاد کردند.

hewin requires both strength and patience.

ایجاد نیاز به قدرت و صبر دارد.

the sculptor is hewin a figure from the marble block.

مصنوع‌ساز از یک بلوک مرمر یک شخصیت ایجاد می‌کند.

hewin the foundation took several days of hard work.

ایجاد پایه‌گذاری چند روز کار سخت را به همراه داشت.

the ancient tool was used for hewin wood.

این ابزار باستانی برای ایجاد چوب استفاده می‌شد.

they are hewin steps into the steep hillside.

آن‌ها در حال ایجاد پله‌هایی در پهنه شیب‌دار هستند.

the art of hewin has been passed down for generations.

هنر ایجاد از نسل به نسل منتقل شده است.

hewin through solid rock proved to be very difficult.

ایجاد از سنگ‌های جامد بسیار دشوار ثابت شد.

he is skilled at hewin decorative patterns.

او ماهر در ایجاد الگوهای زیبایی است.

the workers finished hewin the timber yesterday.

کارگران دیروز ایجاد چوب را تمام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید