houseparty

[ایالات متحده]/ˈhaʊspɑːti/
[بریتانیا]/ˈhaʊspɑːrti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پار티 چندروزه پیاپی که در یک آرامشگاه کشوری برگزار می‌شود؛ یک جلسه در آرامشگاه که مهمانان را در طول شب تفریح می‌دهد؛ تمام مهمانانی که در جلسه آرامشگاه لذت می‌برند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

houseparty tonight

شام جمعیتی امروز

having a houseparty

جمعیتی در خانه دارم

houseparty tomorrow

شام جمعیتی فردا

big houseparty

جمعیتی بزرگ

houseparty at my place

جمعیتی در خانه من

houseparty season

فصل جمعیت‌های خانگی

houseparty all night

جمعیتی تمام شب

wild houseparty

جمعیتی شلوغ

houseparty vibe

حالت جمعیتی

houseparty on saturday

جمعیتی در روز جمعه

جملات نمونه

we're planning to throw a houseparty this weekend to celebrate my sister's graduation.

ما قصد داریم این هفته‌ای یک جشن خانگی برگزار کنیم تا به مناسبت فارغ‌التحصیلی خواهرم جشن بگذاریم.

the neighbors complained about the loud music at our houseparty last night.

همسایه‌ها در مورد موسیقی بلند در جشن خانگی ما شب گذشته شکایت کردند.

she sent out houseparty invitations to all her college friends.

او به تمام دوستان دانشگاهی‌اش دعوت‌نامه‌های جشن خانگی فرستاد.

they decorated the living room for the birthday houseparty.

آن‌ها اتاق نشیمن را برای جشن خانگی تولد زیبایی کردند.

we're having a small, intimate houseparty with just close friends and family.

ما یک جشن خانگی کوچک و نزدیک با دوستان نزدیک و خانواده داریم.

the houseparty got out of hand when more people showed up than expected.

جشن خانگی خارج از کنترل شد وقتی بیشتر افراد از آنچه پیش‌بینی شده بود حضور یافتند.

i love playing games at houseparties; they're always so much fun.

من دوست دارم در جشن‌های خانگی بازی کنم؛ آن‌ها همیشه بسیار مفرح هستند.

the apartment was packed for the surprise houseparty on friday night.

آپارتمان برای جشن خانگی مفاجات در شب جمعه پر شده بود.

they hired a dj to provide music for the houseparty.

آن‌ها یک DJ استخدام کردند تا موسیقی برای جشن خانگی فراهم کند.

the houseparty continued until dawn, with guests reluctant to leave.

جشن خانگی تا آغاز روز جدید ادامه یافت، با اینکه مهمانان ناخواسته از رفتن امتناع کردند.

we're thinking of throwing an epic houseparty at our place next month.

ما در حال فکر کردن به برگزاری یک جشن خانگی بزرگ در خانه‌مان ماه آینده هستیم.

my parents are out of town, so i'm thinking of having a houseparty tonight.

والدین من در شهر دیگری هستند، بنابراین من در حال فکر کردن به برگزاری یک جشن خانگی امروز شب هستم.

the whole neighborhood could feel the festive holiday houseparty atmosphere.

تمامی محله می‌توانست از جو جشن خانگی تعطیلی جشنی لذت ببرد.

i'm preparing some finger food and cocktails for the houseparty.

من چند نوع غذای سریع و کوکتل‌ها را برای جشن خانگی آماده می‌کنم.

the houseparty atmosphere was completely ruined when the police arrived.

جو جشن خانگی وقتی پلیس رسید کاملاً خراب شد.

i heard the houseparty was absolutely legendary.

من شنیدم جشن خانگی کاملاً شگفت‌انگیز بود.

the downtown houseparty scene is very popular with young people.

جشن‌های خانگی در منطقه مرکزی بسیار محبوب در میان جوانان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید