| جمع | iwas |
the climber's hands gripped the hard iwa firmly.
دستهای صعود کننده به محکم iwa سخت گیر کرده بود.
the ancient shrine was built on top of a massive iwa.
معبد باستانی روی یک iwa بزرگ ساخته شده بود.
iwa formations create dramatic cliffs along the coast.
پیکربندیهای iwa در طول ساحل شیبداری دراماتیک ایجاد میکنند.
the path wound along the iwa edge of the mountain.
راهپلهها در امتداد لبه iwa کوه میگذشت.
his will was as strong as iwa.
ارادهاش بهقدری قوی بود، مانند iwa.
the temple ruins stand on jagged iwa slopes.
موجودات باقیمانده از معبد روی شیبهای تیز iwa قرار دارند.
the traditional iwa garden uses stones and raked gravel.
باغچههای سنتی iwa از سنگها و گچهای ماسهریخته استفاده میکنند.
grandfather taught me the techniques of iwa climbing.
پدربزرگ من به من فنهای صعود به iwa را آموزش داد.
the coastal trail crosses many rocky iwa surfaces.
راهپلههای ساحلی از روی سطوح سنگآلود iwa عبور میکنند.
the climbers surveyed the steep iwa face carefully.
صعود کنندگان با دقت مواجههای شیبدار iwa را بررسی کردند.
the old foundation was built on solid iwa blocks.
بنای قدیمی روی بلوکهای جامد iwa ساخته شده بود.
legend says the thunder god dwells in that iwa.
پرچم میگوید خدای برق در آن iwa زندگی میکند.
the successful climber stood atop the iwa and shouted.
صعود کننده موفق روی iwa ایستاد و سخن گفت.
iwa represents the enduring spirit of the mountains.
iwa روح پایدار کوهها را نمایش میدهد.
the climber's hands gripped the hard iwa firmly.
دستهای صعود کننده به محکم iwa سخت گیر کرده بود.
the ancient shrine was built on top of a massive iwa.
معبد باستانی روی یک iwa بزرگ ساخته شده بود.
iwa formations create dramatic cliffs along the coast.
پیکربندیهای iwa در طول ساحل شیبداری دراماتیک ایجاد میکنند.
the path wound along the iwa edge of the mountain.
راهپلهها در امتداد لبه iwa کوه میگذشت.
his will was as strong as iwa.
ارادهاش بهقدری قوی بود، مانند iwa.
the temple ruins stand on jagged iwa slopes.
موجودات باقیمانده از معبد روی شیبهای تیز iwa قرار دارند.
the traditional iwa garden uses stones and raked gravel.
باغچههای سنتی iwa از سنگها و گچهای ماسهریخته استفاده میکنند.
grandfather taught me the techniques of iwa climbing.
پدربزرگ من به من فنهای صعود به iwa را آموزش داد.
the coastal trail crosses many rocky iwa surfaces.
راهپلههای ساحلی از روی سطوح سنگآلود iwa عبور میکنند.
the climbers surveyed the steep iwa face carefully.
صعود کنندگان با دقت مواجههای شیبدار iwa را بررسی کردند.
the old foundation was built on solid iwa blocks.
بنای قدیمی روی بلوکهای جامد iwa ساخته شده بود.
legend says the thunder god dwells in that iwa.
پرچم میگوید خدای برق در آن iwa زندگی میکند.
the successful climber stood atop the iwa and shouted.
صعود کننده موفق روی iwa ایستاد و سخن گفت.
iwa represents the enduring spirit of the mountains.
iwa روح پایدار کوهها را نمایش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید