| شکل سوم شخص مفرد | kick-starts |
| جمع | kick-starts |
| قسمت سوم فعل | kick-started |
| زمان گذشته | kick-started |
kick-start project
راه اندازی پروژه
kick-start economy
راه اندازی اقتصاد
kick-start career
راه اندازی کار
kick-starting process
فرآیند راه اندازی
kick-start initiative
راه اندازی اقدام
kick-start sales
راه اندازی فروش
kick-start growth
راه اندازی رشد
kick-start system
راه اندازی سیستم
kick-start efforts
راه اندازی تلاش
kick-start business
راه اندازی کسب و کار
we need a kick-start to our sales campaign.
ما به یک شروع تشویقی برای کمپین فروش خود نیاز داریم.
this new initiative will kick-start the economy.
این مبادرت جدید به اقتصاد شروع خواهد کرد.
a strong cup of coffee can kick-start your day.
یک فنجان قوی کافئه میتواند روز شما را شروع کند.
the project aims to kick-start innovation in the sector.
این پروژه به منظور شروع نوآوری در این بخش است.
the funding will kick-start the construction of the new hospital.
این تامین مالی به ساخت بیمارستان جدید شروع خواهد کرد.
let's kick-start the meeting with introductions.
بیایید با معرفیها جلسه را شروع کنیم.
the training program is designed to kick-start your career.
این برنامه آموزشی به منظور شروع کار شما طراحی شده است.
a successful pilot project can kick-start wider adoption.
یک پروژه نمونه موفق میتواند به پذیرش گستردهتر شروع کند.
the government hopes to kick-start the tourism industry.
دولت امیدوار است که به صنعت گردشگری شروع کند.
this new technology could kick-start a revolution in healthcare.
این فناوری جدید میتواند به انقلابی در بهداشت و درمان شروع کند.
a small investment can kick-start a successful business.
یک سرمایهگذاری کوچک میتواند به شروع یک کسب و کار موفق منجر شود.
kick-start project
راه اندازی پروژه
kick-start economy
راه اندازی اقتصاد
kick-start career
راه اندازی کار
kick-starting process
فرآیند راه اندازی
kick-start initiative
راه اندازی اقدام
kick-start sales
راه اندازی فروش
kick-start growth
راه اندازی رشد
kick-start system
راه اندازی سیستم
kick-start efforts
راه اندازی تلاش
kick-start business
راه اندازی کسب و کار
we need a kick-start to our sales campaign.
ما به یک شروع تشویقی برای کمپین فروش خود نیاز داریم.
this new initiative will kick-start the economy.
این مبادرت جدید به اقتصاد شروع خواهد کرد.
a strong cup of coffee can kick-start your day.
یک فنجان قوی کافئه میتواند روز شما را شروع کند.
the project aims to kick-start innovation in the sector.
این پروژه به منظور شروع نوآوری در این بخش است.
the funding will kick-start the construction of the new hospital.
این تامین مالی به ساخت بیمارستان جدید شروع خواهد کرد.
let's kick-start the meeting with introductions.
بیایید با معرفیها جلسه را شروع کنیم.
the training program is designed to kick-start your career.
این برنامه آموزشی به منظور شروع کار شما طراحی شده است.
a successful pilot project can kick-start wider adoption.
یک پروژه نمونه موفق میتواند به پذیرش گستردهتر شروع کند.
the government hopes to kick-start the tourism industry.
دولت امیدوار است که به صنعت گردشگری شروع کند.
this new technology could kick-start a revolution in healthcare.
این فناوری جدید میتواند به انقلابی در بهداشت و درمان شروع کند.
a small investment can kick-start a successful business.
یک سرمایهگذاری کوچک میتواند به شروع یک کسب و کار موفق منجر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید