kweek

[ایالات متحده]/kwiːk/
[بریتانیا]/kwiːk/

ترجمه

n. هفته‌ی پایانی
شکل‌های واژه
جمعkweeks

عبارات و ترکیب‌ها

kweek plants

گیاهان کوک

kweek flowers

گل‌های کوک

kweek vegetables

سالادهای کوک

kweek crops

محصولات کوک

kweek seedlings

رویش‌گاه‌های کوک

kweeked plants

گیاهان کوک شده

kweeking process

فرآیند کوک

kweek organically

کوک کردن به صورت سازگار با طبیعت

kweek new variety

کوک کردن یک نژاد جدید

kweek at home

کوک کردن در خانه

جملات نمونه

she likes to kweek tomatoes in her backyard.

او دوست دارد در باگیت خانه‌اش گوجه‌فرنگی بکارد.

the farmer has kweeked corn for many years.

کشاورز در طول سال‌های زیادی ذرت کاشت کرده است.

parents should kweek good habits in their children.

والدین باید عادت‌های خوبی در فرزندان خود کاشت کنند.

the company is trying to kweek new talent.

شرکت در حال تلاش برای کاشت مهارت‌های جدید است.

it takes time to kweek a successful business.

برای کاشت یک کسب و کار موفق زمان لازم است.

teachers should kweek students' creativity.

معلمان باید خلاقیت دانش‌آموزان را کاشت کنند.

we need to kweek patience when dealing with problems.

ما باید صبر را در هنگام مواجهه با مشکلات کاشت کنیم.

the program helps kweek leadership skills.

این برنامه به کاشت مهارت‌های رهبری کمک می‌کند.

he has kweeked an interest in music since childhood.

او از کودکی علاقه‌ای به موسیقی کاشت کرده است.

good soil and sunlight help kweek healthy plants.

خاک خوب و نور خورشید به کاشت گیاهان سالم کمک می‌کنند.

the mentor helped kweek her confidence.

مربی به کاشت اعتماد خود او کمک کرد.

it takes years to kweek a fine wine.

برای کاشت یک شراب خوب سال‌ها زمان لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید