kweek plants
گیاهان کوک
kweek flowers
گلهای کوک
kweek vegetables
سالادهای کوک
kweek crops
محصولات کوک
kweek seedlings
رویشگاههای کوک
kweeked plants
گیاهان کوک شده
kweeking process
فرآیند کوک
kweek organically
کوک کردن به صورت سازگار با طبیعت
kweek new variety
کوک کردن یک نژاد جدید
kweek at home
کوک کردن در خانه
she likes to kweek tomatoes in her backyard.
او دوست دارد در باگیت خانهاش گوجهفرنگی بکارد.
the farmer has kweeked corn for many years.
کشاورز در طول سالهای زیادی ذرت کاشت کرده است.
parents should kweek good habits in their children.
والدین باید عادتهای خوبی در فرزندان خود کاشت کنند.
the company is trying to kweek new talent.
شرکت در حال تلاش برای کاشت مهارتهای جدید است.
it takes time to kweek a successful business.
برای کاشت یک کسب و کار موفق زمان لازم است.
teachers should kweek students' creativity.
معلمان باید خلاقیت دانشآموزان را کاشت کنند.
we need to kweek patience when dealing with problems.
ما باید صبر را در هنگام مواجهه با مشکلات کاشت کنیم.
the program helps kweek leadership skills.
این برنامه به کاشت مهارتهای رهبری کمک میکند.
he has kweeked an interest in music since childhood.
او از کودکی علاقهای به موسیقی کاشت کرده است.
good soil and sunlight help kweek healthy plants.
خاک خوب و نور خورشید به کاشت گیاهان سالم کمک میکنند.
the mentor helped kweek her confidence.
مربی به کاشت اعتماد خود او کمک کرد.
it takes years to kweek a fine wine.
برای کاشت یک شراب خوب سالها زمان لازم است.
kweek plants
گیاهان کوک
kweek flowers
گلهای کوک
kweek vegetables
سالادهای کوک
kweek crops
محصولات کوک
kweek seedlings
رویشگاههای کوک
kweeked plants
گیاهان کوک شده
kweeking process
فرآیند کوک
kweek organically
کوک کردن به صورت سازگار با طبیعت
kweek new variety
کوک کردن یک نژاد جدید
kweek at home
کوک کردن در خانه
she likes to kweek tomatoes in her backyard.
او دوست دارد در باگیت خانهاش گوجهفرنگی بکارد.
the farmer has kweeked corn for many years.
کشاورز در طول سالهای زیادی ذرت کاشت کرده است.
parents should kweek good habits in their children.
والدین باید عادتهای خوبی در فرزندان خود کاشت کنند.
the company is trying to kweek new talent.
شرکت در حال تلاش برای کاشت مهارتهای جدید است.
it takes time to kweek a successful business.
برای کاشت یک کسب و کار موفق زمان لازم است.
teachers should kweek students' creativity.
معلمان باید خلاقیت دانشآموزان را کاشت کنند.
we need to kweek patience when dealing with problems.
ما باید صبر را در هنگام مواجهه با مشکلات کاشت کنیم.
the program helps kweek leadership skills.
این برنامه به کاشت مهارتهای رهبری کمک میکند.
he has kweeked an interest in music since childhood.
او از کودکی علاقهای به موسیقی کاشت کرده است.
good soil and sunlight help kweek healthy plants.
خاک خوب و نور خورشید به کاشت گیاهان سالم کمک میکنند.
the mentor helped kweek her confidence.
مربی به کاشت اعتماد خود او کمک کرد.
it takes years to kweek a fine wine.
برای کاشت یک شراب خوب سالها زمان لازم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید