lari

[ایالات متحده]/ˌelˌeɪˌɑːrˈaɪ/
[بریتانیا]/ˌelˌeɪˌɑːrˈaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه یا منطقه‌ای بزرگ بازتاب‌نما و تداخل‌سنجی
Word Forms
جمعlaris

جملات نمونه

saya perlu lari setiap pagi untuk kesehatan.

من هر صبح باید بدویدم برای سلامتی.

anak-anak suka lari di taman bermain.

بچه ها دویدن در پارک را دوست دارند.

dia tidak bisa lari karena kakinya cedera.

او نمی تواند بدویدد زیرا پایش آسیب دیده است.

mari kita lari bersama menuju garis finish.

بیایید با هم بدویم تا خط پایان.

kucing itu lari sangat cepat mengejar tikus.

این میش دویدن بسیار سریع برای دنبال کردن موش.

saya harus lari jika tidak ingin terlambat.

من باید بدویدم اگر نمی خواهم دیر کنم.

mereka berhenti lari ketika sudah kelelahan.

آنها دویدن را متوقف کردند وقتی خسته شدند.

lari maraton membutuhkan stamina yang besar.

دویدن ماراتون نیاز به استیم می کند.

dia bisa lari lebih cepat dari adiknya.

او می تواند سریع تر از برادرش دوید.

lari adalah olahraga yang baik untuk jantung.

دویدن یک ورزش خوب برای قلب است.

kita tidak boleh lari di gang yang sempit.

ما نباید در یک راهکرد تنگ دوید.

mengapa kamu lari begitu cepat tadi?

چرا امروز به سرعت دویدی؟

lari pagi membuat saya merasa segar.

دویدن صبح من را تازه می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید