| جمع | legcuffs |
legcuffs
کفپا
legcuffed
کفپا شده
legcuffing
کفپا کردن
the legcuff
کفپا
metal legcuff
کفپا فلزی
remove legcuff
حذف کفپا
tight legcuff
کفپا تنگ
legcuff chain
ланچه کفپا
steel legcuff
کفپا فولادی
the police officer secured the prisoner with heavy metal legcuffs.
پلیسی با چرخهای فلزی سنگین دستهای زندانی را امن کرد.
she found the legcuffs uncomfortable and requested a medical release.
او چرخهای فلزی را نامطلوب یافت و درخواست رهایی پزشکی کرد.
the security footage showed the suspect wearing dark leather legcuffs.
فیلم امنیتی نشان داد که مشکوک با چرخهای فلزی چرم تاریک پوشیده است.
he struggled against the legcuff restraints but couldn't break free.
او در برابر قید چرخهای فلزی مقاومت کرد اما نتوانست آزاد شود.
the legcuff chain rattled as the inmate walked down the hall.
زنجیر چرخهای فلزی در حالی که زندانی در مسیر راهرو حرکت میکرد، لرزید.
doctors examined the marks left by the legcuffs on his ankles.
پزشکان جایگزینی که توسط چرخهای فلزی روی مچ پا او باقی مانده بود را بررسی کردند.
the bailiff placed legcuffs on the disruptive courtroom visitor.
نگهبان چرخهای فلزی را روی بازدیدکننده دادگاه که مزاحم بود، قرار داد.
she practiced yoga while wearing light training legcuffs.
او در حالی که چرخهای فلزی آموزشی سبک را پوشیده بود، یوگا تمرین میکرد.
the prison warden inspected all legcuff locks for security reasons.
سر زندان به دلیل امنیت تمام قفلهای چرخهای فلزی را بررسی کرد.
emergency responders quickly released the trapped hiker's legcuffs.
پاسگذاران اضطراری به سرعت چرخهای فلزی کاشف گم شده را آزاد کردند.
the museum will feature antique legcuffs in its prison history exhibit.
موزه در نمایشگاه تاریخ زندان خود چرخهای فلزی باستانی را نمایش خواهد داد.
the prisoner shuffled slowly across the cell floor, legcuffs clinking.
زندانی به آرامی روی زمین سلول حرکت میکرد، چرخهای فلزی با صدای تکانهایی حرکت میکردند.
modern legcuff designs prioritize comfort with lightweight materials.
طراحیهای مدرن چرخهای فلزی با استفاده از مواد سبک، راحتی را اولویت میگذارند.
the transport van had special compartments for storing legcuffs securely.
وانت حمل و نقل دارای قسمتهای ویژه برای نگهداری ایمن چرخهای فلزی بود.
legcuffs
کفپا
legcuffed
کفپا شده
legcuffing
کفپا کردن
the legcuff
کفپا
metal legcuff
کفپا فلزی
remove legcuff
حذف کفپا
tight legcuff
کفپا تنگ
legcuff chain
ланچه کفپا
steel legcuff
کفپا فولادی
the police officer secured the prisoner with heavy metal legcuffs.
پلیسی با چرخهای فلزی سنگین دستهای زندانی را امن کرد.
she found the legcuffs uncomfortable and requested a medical release.
او چرخهای فلزی را نامطلوب یافت و درخواست رهایی پزشکی کرد.
the security footage showed the suspect wearing dark leather legcuffs.
فیلم امنیتی نشان داد که مشکوک با چرخهای فلزی چرم تاریک پوشیده است.
he struggled against the legcuff restraints but couldn't break free.
او در برابر قید چرخهای فلزی مقاومت کرد اما نتوانست آزاد شود.
the legcuff chain rattled as the inmate walked down the hall.
زنجیر چرخهای فلزی در حالی که زندانی در مسیر راهرو حرکت میکرد، لرزید.
doctors examined the marks left by the legcuffs on his ankles.
پزشکان جایگزینی که توسط چرخهای فلزی روی مچ پا او باقی مانده بود را بررسی کردند.
the bailiff placed legcuffs on the disruptive courtroom visitor.
نگهبان چرخهای فلزی را روی بازدیدکننده دادگاه که مزاحم بود، قرار داد.
she practiced yoga while wearing light training legcuffs.
او در حالی که چرخهای فلزی آموزشی سبک را پوشیده بود، یوگا تمرین میکرد.
the prison warden inspected all legcuff locks for security reasons.
سر زندان به دلیل امنیت تمام قفلهای چرخهای فلزی را بررسی کرد.
emergency responders quickly released the trapped hiker's legcuffs.
پاسگذاران اضطراری به سرعت چرخهای فلزی کاشف گم شده را آزاد کردند.
the museum will feature antique legcuffs in its prison history exhibit.
موزه در نمایشگاه تاریخ زندان خود چرخهای فلزی باستانی را نمایش خواهد داد.
the prisoner shuffled slowly across the cell floor, legcuffs clinking.
زندانی به آرامی روی زمین سلول حرکت میکرد، چرخهای فلزی با صدای تکانهایی حرکت میکردند.
modern legcuff designs prioritize comfort with lightweight materials.
طراحیهای مدرن چرخهای فلزی با استفاده از مواد سبک، راحتی را اولویت میگذارند.
the transport van had special compartments for storing legcuffs securely.
وانت حمل و نقل دارای قسمتهای ویژه برای نگهداری ایمن چرخهای فلزی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید