lia

[ایالات متحده]/ˈliːə/
[بریتانیا]/ˈliːə/

ترجمه

n. نام زنانه
Word Forms
جمعlias

عبارات و ترکیب‌ها

liaise with

همکاری با

liaising with

همکاری با

liaised with

همکاری با

liaison officer

مسئول ارتباط

liaison work

کار ارتباطی

liaison team

گروه ارتباط

liaison role

نقش ارتباط

liaison duties

وظایف ارتباط

liaison between

ارتباط بین

liaison officer's

مسئول ارتباط

جملات نمونه

she will liaise with the marketing team to finalize the campaign.

او با تیم بازاریابی برای نهایی کردن کمپین هماهنگی خواهد کرد.

please liaise with john regarding the project timeline.

لطفاً در مورد جدول زمانی پروژه با جان هماهنگی کنید.

we need to liaise closely with our suppliers during this period.

ما در این مدت به طور نزدیک با تامین کنندگان خود هماهنگی می کنیم.

the consultant will liaise between the client and the development team.

مشاور بین مشتری و تیم توسعه هماهنگی خواهد کرد.

it's important to liaise effectively to avoid misunderstandings.

برای جلوگیری از سوء تفاهم مهم است که به طور موثر هماهنگی کنید.

can you liaise with the legal department about the contract?

آیا می توانید در مورد قرارداد با بخش حقوقی هماهنگی کنید؟

they will liaise with various government agencies for permits.

آنها برای اخذ مجوز با سازمان های دولتی مختلف هماهنگی خواهند کرد.

the project manager will liaise with all stakeholders.

مدیر پروژه با همه ذینفعان هماهنگی خواهد کرد.

we need to liaise with the finance team about the budget.

ما باید در مورد بودجه با تیم مالی هماهنگی کنیم.

the security team will liaise with local authorities.

تیم امنیتی با مقامات محلی هماهنگی خواهد کرد.

liaise with the it department to resolve the technical issues.

برای رفع مشکلات فنی با بخش فناوری اطلاعات هماهنگی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید