lingerer

[ایالات متحده]/[ˈlɪŋərər]/
[بریتانیا]/[ˈlɪŋɡərər]/

ترجمه

n. فردی که بیش از حد می‌ماند؛ گریزه‌گر.؛ کسی که کار را به تأخیر می‌اندازد یا به تعویق می‌برد.
v. ماندن بیش از حد لازم؛ گریزه کردن.؛ به تأخیر انداختن یا به تعویق بردن.
adv. به مدت طولانی؛ به طرز پایدار.
Word Forms
جمعlingerers

جملات نمونه

the children were lingerers around the ice cream truck.

بچه‌ها در اطراف دوچرخه فروش مخروط‌های یخ می‌ماندند.

don't be a lingerer; we need to catch the bus.

دیگر به عنوان یک مُمان نمان، ما باید به اتوبوس برویم.

she was a lingerer in the doorway, hesitant to enter.

او در درب می‌ماند و وارد شدن را ناگوار می‌یافت.

the sweet aroma of coffee tempted the lingerers in the cafe.

بوی شیرین قهوه از دل مُمان‌ها در کافه جذب می‌کرد.

we found them lingering near the finish line, excited.

ما آن‌ها را نزدیک خط پایان که خوشحال بودند پیدا کردیم.

the lingering scent of flowers filled the air.

بوی گل‌ها که ماندگار بود، هوا را پر کرد.

he was a lingerer at the party, chatting with everyone.

او در جشن یک مُمان بود و با همه گفت و گو می‌کرد.

the lingering feeling of sadness wouldn't go away.

احساس افسردگی که ماندگار بود، نمی‌رفت.

they were lingerers on the beach, enjoying the sunset.

آن‌ها در پای海边 یک مُمان بودند و خورشید‌گرفتگی را لذت می‌بردند.

the lingering question remained unanswered.

پرسشی که ماندگار بود، پاسخ نیافته باقی ماند.

a lingerer in the shadows watched the scene unfold.

یک مُمان در سایه‌ها دیدن رویداد را تماشا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید