lock-ups

[ایالات متحده]/ˈlɒkʌp/
[بریتانیا]/ˈlɑːkʌp/

ترجمه

n. وسیله‌ای برای قفل کردن؛ سرمایه ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

lock-up procedure

روش قفل کردن

lock-up facility

امکانات قفل‌سازی

lock-up area

منطقه قفل‌سازی

lock-up time

زمان قفل‌سازی

lock-up security

امنیت قفل‌سازی

lock-ups occurred

واقعه‌های قفل‌سازی رخ داد

lock-up system

سیستم قفل‌سازی

lock-up process

فرآیند قفل‌سازی

lock-up location

محل قفل‌سازی

lock-up report

گزارش قفل‌سازی

جملات نمونه

the company initiated a lock-up period for early investors.

شرکت یک دوره تعهد برای سرمایه‌گذاران اولیه آغاز کرد.

a lengthy lock-up agreement prevented him from selling his shares.

یک قرارداد تعهد طولانی مانع از فروش سهام او شد.

the lock-up period expires next month.

دوره تعهد ماه آینده به پایان می‌رسد.

the lock-up release will allow them to trade on the open market.

آزادی از تعهد به آنها اجازه می‌دهد تا در بازار آزاد معامله کنند.

he's eager for the lock-up to end so he can sell his stock.

او مشتاق است تا دوره تعهد به پایان برسد تا بتواند سهام خود را بفروشد.

the lock-up terms were clearly outlined in the contract.

شرایط تعهد به وضوح در قرارداد مشخص شده بود.

the lock-up period is a standard practice in venture capital deals.

دوره تعهد یک روش استاندارد در معاملات سرمایه گذاری خطرپذیر است.

following the lock-up, the stock price surged.

پس از دوره تعهد، قیمت سهام افزایش یافت.

the lock-up agreement protects the company from immediate selling pressure.

قرارداد تعهد شرکت را از فشار فروش فوری محافظت می‌کند.

they are nearing the end of their lock-up period.

آنها در حال نزدیک شدن به پایان دوره تعهد خود هستند.

the lock-up strategy aims to stabilize the stock price.

استراتژی تعهد با هدف تثبیت قیمت سهام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید