managements

[ایالات متحده]/[ˈmænɪdʒmənts]/
[بریتانیا]/[ˈmænɪdʒmənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند مدیریت کردن؛ یک گروه از افراد مسئول برای مدیریت کردن؛ کسب و کار یا سازمانی که در حال مدیریت است.

عبارات و ترکیب‌ها

management team

گروه مدیریت

management skills

مهارت‌های مدیریتی

management style

سبک مدیریتی

management meeting

جلسه مدیریت

management decisions

تصمیمات مدیریتی

management experience

تجربه مدیریتی

management role

نقش مدیریتی

management structure

ساختار مدیریتی

management training

آموزش مدیریت

جملات نمونه

the company's managements implemented a new training program.

مدیریت شرکت یک برنامه آموزشی جدید اجرا کرد.

effective managements are crucial for a successful business.

مدیریت‌های مؤثر برای یک کسب و کار موفق بسیار مهم هستند.

we need to review the current managements strategies.

ما باید استراتژی‌های فعلی مدیریت را بررسی کنیم.

the board of directors oversees the managements decisions.

هیئت مدیره بر تصمیمات مدیریت نظارت می کند.

strong managements can improve employee morale and productivity.

مدیریت قوی می تواند روحیه و بهره وری کارکنان را بهبود بخشد.

the team's managements style is collaborative and supportive.

سبک مدیریت تیم مشارکتی و حمایتی است.

poor managements often leads to decreased efficiency.

مدیریت ضعیف اغلب منجر به کاهش کارایی می شود.

the new system will streamline the managements processes.

سیستم جدید فرآیندهای مدیریت را ساده می کند.

we value the experience and expertise of our managements team.

ما تجربه و تخصص تیم مدیریت خود را ارزیابی می کنیم.

the managements team is responsible for setting goals and objectives.

تیم مدیریت مسئول تعیین اهداف و اهداف است.

the company's managements reported record profits this quarter.

مدیریت شرکت گزارش کرد که در این فصل سود قابل توجهی ثبت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید