mated

[ایالات متحده]/[ˈmeɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈmeɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جفت کردن با شریک، به ویژه برای تولید مثل؛ به هم پیوستن.
adj. جفت شده با شریک، به ویژه برای تولید مثل؛ به هم متصل شده.

عبارات و ترکیب‌ها

mated pairs

زوج‌های جفت

mated life

زندگی جفت

mated for life

برای زندگی جفت

newly mated

جدیداً جفت شده

mated animals

حیوانات جفت

mated together

با هم جفت شده

mated well

خوب جفت شد

mated couple

زوج جفت

جملات نمونه

the wolf was happily mated to a strong female.

گرگ به طرز شادیواری با یک ماده قوی جفت شده بود.

they were mated for life and remained devoted.

آنها برای تمام زندگی جفت شدند و وفادار ماندند.

the horses were carefully mated to improve the breed.

اسب‌ها با دقت برای بهبود نژاد جفت شدند.

the researchers studied the mating rituals of the birds.

محققان آداب جفت‌گیری پرندگان را مطالعه کردند.

the dogs were mated to produce puppies with desirable traits.

سگ‌ها برای تولید توله‌‌هایی با ویژگی‌های مطلوب جفت شدند.

the salmon are mated in the river where they were born.

ماهی سالمون در رودخانه‌ای که متولد شده‌اند جفت می‌شوند.

the owl and the owless were mated during the spring season.

بوف‌بوف‌ها در فصل بهار جفت شدند.

the lions were mated and now have two cubs.

شیرها جفت شدند و اکنون دو توله دارند.

the scientists observed the newly mated pair of penguins.

دانشمندان جفت جدید پنگوئن‌ها را مشاهده کردند.

the farm animals were mated to increase the herd size.

دام‌ها برای افزایش اندازه گله جفت شدند.

the cheetahs were mated in a controlled environment.

جهت‌برها در یک محیط کنترل‌شده جفت شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید