mislaid keys
کلیدهای گمشده
having mislaid
گم کردن
mislaid somewhere
در جایی گم شده
i mislaid it
من آن را گم کردم
mislaid documents
مدارک گمشده
she mislaid
او گم کرد
mislaid wallet
کیف پول گمشده
they'd mislaid
آنها گم کرده بودند
mislaid glasses
عینکهای گمشده
mislaid phone
گوشی گمشده
i've mislaid my keys again; i'm always losing them.
من دوباره کلیدهایم را گم کرده ام؛ همیشه آنها را گم می کنم.
she mislaid the important document during the move.
او سند مهم را در حین نقل مکان گم کرد.
he realized he'd mislaid his wallet at the restaurant.
او متوجه شد کیف پولش را در رستوران گم کرده است.
don't worry, we'll find it; you just mislaid it somewhere.
نگران نباشید، ما آن را پیدا خواهیم کرد؛ شما آن را در جایی گم کردید.
the company mislaid several crucial reports in the shuffle.
شرکت چندین گزارش حیاتی را در این هرج و مرج گم کرد.
i mislaid my phone while hiking, which was quite frustrating.
من تلفن همراه خود را در حین پیاده روی گم کردم که بسیار ناامید کننده بود.
after searching everywhere, i discovered i'd mislaid my glasses.
پس از جستجو در همه جا، متوجه شدم که عینک خود را گم کرده ام.
he suspected he'd mislaid the contract during the office reorganization.
او مشکوذ بود که قرارداد را در حین بازسازی دفتر گم کرده است.
she felt terrible after mislaying her grandmother's necklace.
او بعد از گم کردن گردنبند مادربزرگش احساس بدی کرد.
the detective investigated where the evidence had been mislaid.
مامور پلیس بررسی کرد که مدارک کجا گم شده است.
i mislaid the presentation slides right before the meeting.
من اسلایدهای ارائه را درست قبل از جلسه گم کردم.
mislaid keys
کلیدهای گمشده
having mislaid
گم کردن
mislaid somewhere
در جایی گم شده
i mislaid it
من آن را گم کردم
mislaid documents
مدارک گمشده
she mislaid
او گم کرد
mislaid wallet
کیف پول گمشده
they'd mislaid
آنها گم کرده بودند
mislaid glasses
عینکهای گمشده
mislaid phone
گوشی گمشده
i've mislaid my keys again; i'm always losing them.
من دوباره کلیدهایم را گم کرده ام؛ همیشه آنها را گم می کنم.
she mislaid the important document during the move.
او سند مهم را در حین نقل مکان گم کرد.
he realized he'd mislaid his wallet at the restaurant.
او متوجه شد کیف پولش را در رستوران گم کرده است.
don't worry, we'll find it; you just mislaid it somewhere.
نگران نباشید، ما آن را پیدا خواهیم کرد؛ شما آن را در جایی گم کردید.
the company mislaid several crucial reports in the shuffle.
شرکت چندین گزارش حیاتی را در این هرج و مرج گم کرد.
i mislaid my phone while hiking, which was quite frustrating.
من تلفن همراه خود را در حین پیاده روی گم کردم که بسیار ناامید کننده بود.
after searching everywhere, i discovered i'd mislaid my glasses.
پس از جستجو در همه جا، متوجه شدم که عینک خود را گم کرده ام.
he suspected he'd mislaid the contract during the office reorganization.
او مشکوذ بود که قرارداد را در حین بازسازی دفتر گم کرده است.
she felt terrible after mislaying her grandmother's necklace.
او بعد از گم کردن گردنبند مادربزرگش احساس بدی کرد.
the detective investigated where the evidence had been mislaid.
مامور پلیس بررسی کرد که مدارک کجا گم شده است.
i mislaid the presentation slides right before the meeting.
من اسلایدهای ارائه را درست قبل از جلسه گم کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید