molesting

[ایالات متحده]/məˈlɛstɪŋ/
[بریتانیا]/məˈlɛstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مزاحمت یا دخالت با کسی

عبارات و ترکیب‌ها

molesting children

استثمار کودکان

molesting animals

استثمار حیوانات

molesting minors

استثمار افراد زیر سن قانونی

molesting behavior

رفتار استثمارگرانه

molesting case

موارد استثمار

molesting charges

اتهامات استثمار

molesting victims

قربانیان استثمار

molesting allegations

ادعاهای استثمار

molesting incident

حوادث استثمار

molesting reports

گزارش‌های استثمار

جملات نمونه

the man was arrested for molesting a child.

مرد به اتهام آزار جنسی کودک دستگیر شد.

she reported the incident of molesting to the authorities.

او حادثه آزار جنسی را به مقامات گزارش کرد.

molesting someone is a serious crime.

آزار دادن کسی یک جرم جدی است.

he faced charges for molesting multiple victims.

او به اتهام آزار جنسی چندین قربانی با اتهاماتی روبرو شد.

the community held a meeting to discuss molesting prevention.

جامعه یک جلسه برای بحث در مورد پیشگیری از آزار جنسی برگزار کرد.

she felt uncomfortable after being molested at the party.

او بعد از اینکه در مهمانی مورد آزار جنسی قرار گرفت احساس ناراحتی کرد.

there are resources available for victims of molesting.

منابعی برای قربانیان آزار جنسی در دسترس است.

molesting can have long-lasting effects on victims.

آزار جنسی می تواند اثرات طولانی مدت بر قربانیان داشته باشد.

he was accused of molesting a coworker.

او به آزار جنسی یک همکار متهم شد.

awareness campaigns aim to educate about molesting.

کمپین های آگاهی بخشی به آموزش در مورد آزار جنسی می پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید