moonwalk

[ایالات متحده]/ˈmuːnwɔːk/
[بریتانیا]/ˈmuːnwɔːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی رقص که در آن رقصنده به نظر می‌رسد در حال سر خوردن به سمت عقب است در حالی که به سمت جلو حرکت می‌کند
vi. انجام دادن حرکت رقص مون‌والک
Word Forms
جمعmoonwalks

عبارات و ترکیب‌ها

moonwalk dance

رقص موزیکال

moonwalk step

قدم موزیکال

moonwalk move

حرکت موزیکال

moonwalk technique

تکنیک موزیکال

moonwalk performance

اجرای موزیکال

moonwalk shoes

کفش‌های موزیکال

moonwalk illusion

توهم موزیکال

moonwalk artist

هنرمند موزیکال

moonwalk routine

تمرین موزیکال

moonwalk challenge

چالش موزیکال

جملات نمونه

he learned to moonwalk like michael jackson.

او یاد گرفت مانند مایکل جکسون به صورت ماهوار راه برود.

she practiced her moonwalk routine every night.

او هر شب روی تمرین روتین ماهوار خود کار می‌کرد.

during the performance, he decided to moonwalk across the stage.

در طول اجرا، او تصمیم گرفت روی صحنه ماهوار راه برود.

the kids loved to moonwalk during the dance party.

بچه‌ها عاشق این بودند که در مهمانی رقص ماهوار راه بروند.

can you show me how to moonwalk properly?

آیا می‌توانید به من نشان دهید چگونه به درستی ماهوار راه بروم؟

she added a moonwalk to her dance routine.

او یک ماهوار به روتین رقص خود اضافه کرد.

he was famous for his smooth moonwalk moves.

او به خاطر حرکات ماهوار روانش مشهور بود.

the teacher encouraged students to learn the moonwalk.

معلم از دانش‌آموزان خواست رقص ماهوار را یاد بگیرند.

at the talent show, she wowed the audience with her moonwalk.

در مسابقه استعداد، او با رقص ماهوار خود مخاطبان را شگفت‌زده کرد.

he practiced the moonwalk until he got it right.

او تا زمانی که درست انجامش داد، رقص ماهوار را تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید