needler

[ایالات متحده]/ˈniːdlə/
[بریتانیا]/ˈniːdlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دیگران را تحریج یا اذیت می‌کند
شکل‌های واژه
جمعneedlers

عبارات و ترکیب‌ها

constant needler

نیولر ثابت

little needler

نیولر کوچک

serial needler

نیولر متوالی

family needler

نیولر خانوادگی

office needler

نیولر دفتر

personal needler

نیولر شخصی

جملات نمونه

my brother is such a constant needler that no one can take his jokes seriously anymore.

برادر من چنین یک نفر ناپایدار است که هیچ کس نمی‌تواند جوخه‌های او را جدی بگیرد.

the office needler made everyone's day miserable with his relentless sarcasm.

نفر ناپایدار دفتر با سخره‌هایش روز هر کس را ناگوار کرد.

she's known as the serial needler of the marketing department, always finding someone's weakness to exploit.

او به عنوان نفر ناپایدار متوالی بخش بازاریابی شناخته می‌شود، همیشه یک ضعف را پیدا می‌کند تا استفاده کند.

the needler in chief finally crossed the line when he insulted the new intern publicly.

نفر ناپایدار اصلی در نهایت خط را رد کرد وقتی که به طور عمومی دانشجوی جدید را تحقیر کرد.

even his best friend couldn't tolerate the chronic needler's cruel humor anymore.

حتی بهترین دوست او دیگر نمی‌توانست به همچنین خنده‌های خشونت‌آمیز نفر ناپایدار مزمن تحمل کند.

our team lead is an incorrigible needler who thinks criticism is the same as motivation.

رییس تیم ما یک نفر ناپایدار غیرقابل تصحیح است که فکر می‌کند انتقاد همان انگیزه است.

the habitual needler didn't realize how much damage his words had caused over the years.

نفر ناپایدار معمولی متوجه نشد که چقدر کلماتش در طول سال‌ها آسیب زده است.

every meeting has that one needler who takes pleasure in pointing out flaws in others' ideas.

هر جلسه آن یک نفر ناپایدار دارد که لذت می‌برد در اشاره به نقص‌های ایده‌های دیگران.

despite being a needler, he actually meant well and wanted to help people improve.

هر چند که یک نفر ناپایدار بود، واقعاً نیت خوبی داشت و می‌خواست به مردم کمک کند تا بهتر شوند.

the professional needler was hired to stress-test new employees during interviews.

نفر ناپایدار حرفه‌ای استخدام شد تا در طول مصاحبه‌ها کارکنان جدید را آزمایش کند.

after years of being the family needler, he finally understood why everyone avoided him during holidays.

پس از سال‌ها بودن نفر ناپایدار خانواده، در نهایت متوجه شد چرا همه او را در طول تعطیلات اجتناب می‌کردند.

the notorious needler earned his reputation through relentless teasing that left lasting emotional scars.

نفر ناپایدار مشهور با سرزبونی‌هایش که جرح‌های عاطفی دائمی ایجاد کرد، شهرت خود را کسب کرد.

a workplace needler can create a toxic environment that destroys team morale.

یک نفر ناپایدار در محیط کار می‌تواند محیطی سمی ایجاد کند که روحیه تیم را نابود می‌کند.

her reputation as a chronic needler preceded her, causing anxiety among new team members.

شهرت او به عنوان یک نفر ناپایدار مزمن قبل از آمدنش بود، که نگرانی را در بین اعضای جدید تیم ایجاد کرد.

the legendary needler's sharp tongue became both his trademark and his curse.

زبان تیز نفر ناپایدار مشهور هم چاپش و هم لعنتش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید