obliger

[ایالات متحده]/əˈblaɪdʒə(r)/
[بریتانیا]/əˈblaɪdʒər/

ترجمه

n. کسی که یک لطف انجام می‌دهد یا دیگران را توجه می‌کند
شکل‌های واژه
جمعobligers

جملات نمونه

the kind obliger always helps his neighbors with their daily chores.

obliger مهربان همیشه به همسایگانش در کارهای روزمره کمک می کند.

she is known as a willing obliger in the community.

او به عنوان یک obliger خوشحال در جامعه شناخته می شود.

the generous obliger donated food to the homeless shelter.

obliger مهربان غذایی را به مراکز امدادی اهالی بی‌خانمان کمک کرد.

as an obliger, he never refuses to lend a hand.

به عنوان یک obliger، او هرگز دست کم نمی‌کند.

the obliger and the obliged have a mutual understanding.

obliger و فریب‌خور یک درک متقابل دارند.

a true obliger finds joy in helping others.

یک obliger واقعی لذت می‌برد که به دیگران کمک می‌کند.

the obliger volunteered to drive the elderly to their appointments.

obliger داوطلب شد تا سالمندان را به نوبت‌هایشان ببرد.

being an obliger is a noble quality in any society.

بودن یک obliger یک کیفیت نیک در هر جامعه است.

the young obliger taught the children how to read.

obliger جوان کودکان را چگونه خواندن را آموزش داد.

an obliger like her is hard to find in this neighborhood.

یک obliger مانند او در این محله دشوار است.

the obliger offered to fix the broken fence without being asked.

obliger پیشنهاد داد تا بدون اینکه پرسیده شود، دیواره شکسته را تعمیر کند.

every community needs at least one willing obliger to thrive.

هر جامعه نیاز به حداقل یک obliger خوشحال برای رونق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید