obturate

[ایالات متحده]/ˈɒb.tjʊ.reɪt/
[بریتانیا]/ˈɑːb.tʃər.eɪt/

ترجمه

vt. پر کردن، بستن یا مسدود کردن؛ مسدود کردن یا مهر و موم کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردobturates
صفت یا فعل حال استمراریobturating
زمان گذشتهobturated
قسمت سوم فعلobturated

عبارات و ترکیب‌ها

obturate canal

کانال مسدود شده

obturate teeth

دندان مسدود شده

obturate space

فضای مسدود شده

obturate opening

دهانه مسدود شده

obturate area

منطقه مسدود شده

obturate material

مواد مسدود کننده

obturate flow

جریان مسدود شده

obturate joint

مفصل مسدود شده

obturate surface

سطح مسدود شده

obturate defect

نقص مسدود شده

جملات نمونه

the dentist had to obturate the cavity to prevent further decay.

دندانپزشک مجبور شد سوراخ را پر کند تا از پوسیدگی بیشتر جلوگیری کند.

they used a special material to obturate the well.

آنها از یک ماده خاص برای پر کردن چاه استفاده کردند.

obturate the pipe to stop the leak immediately.

برای متوقف کردن نشت، لوله را بلافاصله پر کنید.

the technician will obturate the holes in the structure.

تکنسین سوراخ های موجود در سازه را پر خواهد کرد.

it is essential to obturate the gaps to ensure insulation.

برای اطمینان از عایق بندی، پر کردن شکاف ها ضروری است.

they decided to obturate the entrance to the cave for safety.

آنها تصمیم گرفتند برای ایمنی، ورودی غار را پر کنند.

the team worked to obturate the damaged area effectively.

تیم برای پر کردن مؤثر ناحیه آسیب دیده کار کرد.

to prevent contamination, we must obturate the sample container.

برای جلوگیری از آلودگی، باید ظرف نمونه را پر کنیم.

he learned how to obturate the wound properly.

او یاد گرفت که چگونه زخم را به درستی پر کند.

obturate the surface to protect it from environmental damage.

برای محافظت از آن در برابر آسیب های محیطی، سطح را پر کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید