originatively designed
طراحیشده به صورت نوآورانه
originatively crafted
ساختهشده به صورت نوآورانه
originatively conceived
ایدهپردازیشده به صورت نوآورانه
originatively structured
ساختاریافته به صورت نوآورانه
originatively sourced
به دست آمده به صورت نوآورانه
originatively planned
برنامهریزیشده به صورت نوآورانه
originatively developed
توسعهیافته به صورت نوآورانه
originatively created
ایجادشده به صورت نوآورانه
originatively formed
شکلگرفته به صورت نوآورانه
originatively inspired
الهامگرفته به صورت نوآورانه
the artist's style was originatively inspired by nature.
سبک هنرمند به طور خلاقانه از طبیعت الهام گرفته بود.
he originatively approached the problem, finding a unique solution.
او به طور خلاقانه به حل مشکل پرداخت و راه حلی منحصر به فرد یافت.
the company originatively designed its new product line.
شرکت خط تولید جدید خود را به طور خلاقانه طراحی کرد.
her originatively crafted story captivated the audience.
داستان خلاقانه او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the research was originatively conducted, yielding valuable data.
تحقیقات به طور خلاقانه انجام شد و داده های ارزشمندی به دست آورد.
we originatively developed a new marketing strategy.
ما یک استراتژی بازاریابی جدید را به طور خلاقانه توسعه دادیم.
the musician originatively blended jazz and classical music.
موسیقیدان به طور خلاقانه جاز و موسیقی کلاسیک را با هم ترکیب کرد.
the scientist originatively explored the unknown territory.
دانشمند منطقه ناشناخته را به طور خلاقانه کاوش کرد.
the film's originatively scored soundtrack enhanced the viewing experience.
موسیقی متن خلاقانه فیلم تجربه تماشا را بهبود بخشید.
the author originatively used symbolism throughout the novel.
نویسنده در سراسر رمان به طور خلاقانه از نمادگرایی استفاده کرد.
the chef originatively combined traditional flavors with modern techniques.
آشپز به طور خلاقانه طعم های سنتی را با تکنیک های مدرن ترکیب کرد.
originatively designed
طراحیشده به صورت نوآورانه
originatively crafted
ساختهشده به صورت نوآورانه
originatively conceived
ایدهپردازیشده به صورت نوآورانه
originatively structured
ساختاریافته به صورت نوآورانه
originatively sourced
به دست آمده به صورت نوآورانه
originatively planned
برنامهریزیشده به صورت نوآورانه
originatively developed
توسعهیافته به صورت نوآورانه
originatively created
ایجادشده به صورت نوآورانه
originatively formed
شکلگرفته به صورت نوآورانه
originatively inspired
الهامگرفته به صورت نوآورانه
the artist's style was originatively inspired by nature.
سبک هنرمند به طور خلاقانه از طبیعت الهام گرفته بود.
he originatively approached the problem, finding a unique solution.
او به طور خلاقانه به حل مشکل پرداخت و راه حلی منحصر به فرد یافت.
the company originatively designed its new product line.
شرکت خط تولید جدید خود را به طور خلاقانه طراحی کرد.
her originatively crafted story captivated the audience.
داستان خلاقانه او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the research was originatively conducted, yielding valuable data.
تحقیقات به طور خلاقانه انجام شد و داده های ارزشمندی به دست آورد.
we originatively developed a new marketing strategy.
ما یک استراتژی بازاریابی جدید را به طور خلاقانه توسعه دادیم.
the musician originatively blended jazz and classical music.
موسیقیدان به طور خلاقانه جاز و موسیقی کلاسیک را با هم ترکیب کرد.
the scientist originatively explored the unknown territory.
دانشمند منطقه ناشناخته را به طور خلاقانه کاوش کرد.
the film's originatively scored soundtrack enhanced the viewing experience.
موسیقی متن خلاقانه فیلم تجربه تماشا را بهبود بخشید.
the author originatively used symbolism throughout the novel.
نویسنده در سراسر رمان به طور خلاقانه از نمادگرایی استفاده کرد.
the chef originatively combined traditional flavors with modern techniques.
آشپز به طور خلاقانه طعم های سنتی را با تکنیک های مدرن ترکیب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید