overgeneralize

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈdʒenrəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈdʒenrəlaɪz/

ترجمه

v. کردن یک تعمیم که چهارچوب یا دقت کافی ندارد؛ اعمال یک قانون یا الگوی کلی به شرایطی که آن قانون یا الگو به آن‌ها اعمال نمی‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

tend to overgeneralize

مایل به کلیه‌گرایی هستند

overgeneralize rules

قواعد را کلیه‌گرایی کن

overgeneralize about

کلیه‌گرایی درباره

overgeneralizing tendency

ریشه کلیه‌گرایی

overgeneralize concepts

مفاهیم را کلیه‌گرایی کن

overgeneralized statement

اعلامی کلیه‌گرایی شده

overgeneralizing language

زبان کلیه‌گرایی

avoid overgeneralizing

از کلیه‌گرایی پرهیز کن

overgeneralize from

از کلیه‌گرایی

overgeneralize evidence

دلایل را کلیه‌گرایی کن

جملات نمونه

children often tend to overgeneralize grammar rules when learning a new language.

کودکان اغلب در یادگیری یک زبان جدید تمایل دارند قواعد گرامری را به طور کلی بیش از حد تعمیم دهند.

researchers must avoid overgeneralizing findings from small sample sizes.

پژوهشگران باید از تعمیم بیش از حد یافته‌ها از نمونه‌های کوچک خودداری کنند.

it's easy to overgeneralize from a single negative experience.

از یک تجربه منفی تنها به راحتی می‌توان به طور کلی بیش از حد تعمیم داد.

psychologists warn that we sometimes overgeneralize about entire groups based on limited interactions.

روان‌شناسان هشدار می‌دهند که گاهی اوقات ما در مورد گروه‌های کامل بر اساس تعاملات محدود تعمیم بیش از حد می‌کنیم.

students should learn not to overgeneralize when drawing conclusions from data.

دانش‌آموزان باید یاد بگیرند که وقتی نتیجه‌گیری از داده‌ها می‌کنند، از تعمیم بیش از حد خودداری کنند.

the tendency to overgeneralize can lead to stereotyping and prejudice.

تمایل به تعمیم بیش از حد می‌تواند منجر به نمونه‌گیری و تبعیض شود.

linguists study how children overgeneralize irregular verbs during language development.

زبان‌شناسان مطالعه می‌کنند که چگونه کودکان در یادگیری زبان، افعال غیر منظم را به طور کلی بیش از حد تعمیم می‌دهند.

marketing teams sometimes overgeneralize consumer preferences based on trends.

تیم‌های بازاریابی گاهی اوقات بر اساس روندها، تمایلات مصرف‌کنندگان را به طور کلی بیش از حد تعمیم می‌دهند.

historians caution against overgeneralizing about entire civilizations from archaeological evidence.

تاریخ‌دانان هشدار می‌دهند که نباید از تعمیم بیش از حد درباره تمدن‌های کامل بر اساس شواهد باستانی انجام دهید.

the study reveals how trauma can cause people to overgeneralize fear responses.

این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه تراوما می‌تواند باعث شود افراد واکنش‌های ترس را به طور کلی بیش از حد تعمیم دهند.

teachers encourage critical thinking to prevent students from overgeneralizing.

معلمان تفکر نقادی را تشویق می‌کنند تا دانش‌آموزان را از تعمیم بیش از حد جلوگیری کنند.

scientists must be careful not to overgeneralize results across different populations.

دانشمندان باید با دقت کافی از تعمیم بیش از حد نتایج در میان جوامع مختلف خودداری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید