parallelise

[ایالات متحده]/ˈpærəlelaɪz/
[بریتانیا]/ˈpærələlaɪz/

ترجمه

v. به موازات کردن؛ باعث شدن تا به طور هم زمان یا موازات عمل کنند.
شکل‌های واژه
جمعparallelises
شکل سوم شخص مفردparallelises
زمان گذشتهparallelised
قسمت سوم فعلparallelised
صفت یا فعل حال استمراریparallelising

عبارات و ترکیب‌ها

parallelise code

پردازش موازی کد

parallelise the loop

پردازش موازی حلقه

parallelise operations

پردازش موازی عملیات

parallelise computation

پردازش موازی محاسبات

parallelise tasks

پردازش موازی وظایف

fully parallelise

پردازش کامل موازی

parallelise the workload

پردازش موازی بار کاری

parallelise processing

پردازش موازی پردازش

parallelise the algorithm

پردازش موازی الگوریتم

parallelise execution

پردازش موازی اجرای

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید