predestine

[ایالات متحده]/pri:ˈdestɪn/
[بریتانیا]/priˈdɛstɪn/

ترجمه

vt. مقدر کردن، از پیش تعیین کردن، فرمان صادر کردن، پیشاپیش مقدر کردن، از پیش تعیین شده، مقدر کردن

جملات نمونه

It seemed that his failure was predestined.

به نظر می‌رسید که شکست او از پیش تعیین شده بود.

Calvinists believed that every person was predestined by God to go to heaven or to hell.

کالوینیسم‌ها معتقد بودند که هر شخص توسط خدا برای رفتن به بهشت یا جهنم از پیش مقدر شده است.

You let predestine I meet here, met bosom friend ever!

به سرنوشت اجازه دادی اینجا ملاقات کنم، دوست صمیمی را همیشه ملاقات کردم!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید