receptaculate

[ایالات متحده]//rɪˈseptəkjʊlət//
[بریتانیا]//rɪˈseptəkjələt//

ترجمه

adj. دارای یا حامل یک ظرف؛ به ویژه (ботانی) مربوط به یا دارای یک ظرف

جملات نمونه

the botanist examined the receptaculate structure of the flower.

botanist ساختار دریافت کننده گل را بررسی کرد.

the mushroom has a distinctly receptaculate cap.

قارچ دارای یک کپی دریافت کننده واضح است.

scientists identified the receptaculate organ in the marine organism.

دانشمندان سازه دریافت کننده در سازمان زیستی دریایی را شناسایی کردند.

the receptaculate portion of the plant holds the seeds.

بخش دریافت کننده گیاه دانه ها را حمل می کند.

some insects have receptaculate mouthparts.

برخی از حشرات دارای اندام های گلویی دریافت کننده هستند.

the receptaculate design allows for efficient storage.

طراحی دریافت کننده به ذخیره سازی کارآمد اجازه می دهد.

researchers studied the receptaculate cavity of the species.

محققان حفره دریافت کننده این گونه را مورد مطالعه قرار دادند.

the receptaculate leaves collect water during rainfall.

برگ های دریافت کننده در باران آب جمع می کنند.

this species features a unique receptaculate morphology.

این گونه دارای مورفولوژی دریافت کننده منحصر به فرد است.

the receptaculate body part serves multiple functions.

بخش بدن دریافت کننده توابع متعددی انجام می دهد.

the ancient plant fossil showed a well-preserved receptaculate feature.

فسیل گیاه باستانی یک ویژگی دریافت کننده به خوبی حفظ شده را نشان می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید