| صفت یا فعل حال استمراری | relativizing |
| قسمت سوم فعل | relativized |
| زمان گذشته | relativized |
| شکل سوم شخص مفرد | relativizes |
relativize concepts
نسبی کردن مفاهیم
relativize perspectives
نسبی کردن دیدگاهها
relativize values
نسبی کردن ارزشها
relativize truths
نسبی کردن حقایق
relativize beliefs
نسبی کردن باورها
relativize standards
نسبی کردن استانداردها
relativize norms
نسبی کردن هنجارها
relativize experiences
نسبی کردن تجربیات
relativize identities
نسبی کردن هویتها
relativize knowledge
نسبی کردن دانش
we need to relativize our expectations in this project.
ما نیاز داریم انتظارات خود را در این پروژه نسبی کنیم.
it is important to relativize cultural differences.
مهم است که تفاوت های فرهنگی را نسبی کنیم.
she tends to relativize her achievements.
او تمایل دارد دستاوردهای خود را نسبی کند.
to understand history, we must relativize our perspective.
برای درک تاریخ، ما باید دیدگاه خود را نسبی کنیم.
he tried to relativize the significance of the event.
او سعی کرد اهمیت رویداد را نسبی کند.
in discussions, it's helpful to relativize personal opinions.
در بحث ها، نسبی کردن نظرات شخصی مفید است.
we should relativize our fears to make better decisions.
ما باید ترس های خود را نسبی کنیم تا تصمیمات بهتری بگیریم.
relativizing the problem can lead to innovative solutions.
نسبی کردن مشکل می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
it's crucial to relativize success and failure in life.
برای زندگی، نسبی کردن موفقیت و شکست بسیار مهم است.
we must relativize our understanding of truth.
ما باید درک خود از حقیقت را نسبی کنیم.
relativize concepts
نسبی کردن مفاهیم
relativize perspectives
نسبی کردن دیدگاهها
relativize values
نسبی کردن ارزشها
relativize truths
نسبی کردن حقایق
relativize beliefs
نسبی کردن باورها
relativize standards
نسبی کردن استانداردها
relativize norms
نسبی کردن هنجارها
relativize experiences
نسبی کردن تجربیات
relativize identities
نسبی کردن هویتها
relativize knowledge
نسبی کردن دانش
we need to relativize our expectations in this project.
ما نیاز داریم انتظارات خود را در این پروژه نسبی کنیم.
it is important to relativize cultural differences.
مهم است که تفاوت های فرهنگی را نسبی کنیم.
she tends to relativize her achievements.
او تمایل دارد دستاوردهای خود را نسبی کند.
to understand history, we must relativize our perspective.
برای درک تاریخ، ما باید دیدگاه خود را نسبی کنیم.
he tried to relativize the significance of the event.
او سعی کرد اهمیت رویداد را نسبی کند.
in discussions, it's helpful to relativize personal opinions.
در بحث ها، نسبی کردن نظرات شخصی مفید است.
we should relativize our fears to make better decisions.
ما باید ترس های خود را نسبی کنیم تا تصمیمات بهتری بگیریم.
relativizing the problem can lead to innovative solutions.
نسبی کردن مشکل می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.
it's crucial to relativize success and failure in life.
برای زندگی، نسبی کردن موفقیت و شکست بسیار مهم است.
we must relativize our understanding of truth.
ما باید درک خود از حقیقت را نسبی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید