resiste

[ایالات متحده]/rɪˈzɪst/
[بریتانیا]/rɪˈzɪst/

ترجمه

v. مقاومت کردن یا رفض کردن (یک نیرو، فشار، تغییر، یا ایده)؛ مقاومت کردن؛ تحریم کردن؛ ایستادگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

resisted arrest

Persian_translation

جملات نمونه

he resiste temptation every time he walks past the bakery.

او هر بار که از کنار شیرینی‌سرای رد می‌شود، وسوسه را مقاومت می‌کند.

she resiste pressure from her peers to skip class.

او تحت فشار دوستانش برای غیبت از کلاس مقاومت می‌کند.

the team resiste criticism and keeps improving.

تیم انتقاد را مقاومت می‌کند و به بهبود ادامه می‌دهد.

he resiste the urge to check his phone during meetings.

او در طول جلسات، میل به بررسی تلفن خود را مقاومت می‌کند.

our community resiste change when it threatens local traditions.

جامعه ما زمانی که به سنت‌های محلی آسیب می‌رساند، تغییر را مقاومت می‌کند.

she resiste the temptation to respond angrily online.

او وسوسه پاسخگویی عصبانی آنلاین را مقاومت می‌کند.

the material resiste heat and stays stable.

مواد در برابر گرما مقاومت می‌کند و پایدار می‌ماند.

this coating resiste corrosion in salty air.

این پوشش در برابر خوردگی در هوای شور مقاومت می‌کند.

the fabric resiste wear even after many washes.

پارچه حتی پس از شستشوی متعدد در برابر سایش مقاومت می‌کند.

he resiste sleep and finishes the report before dawn.

او خواب را مقاومت می‌کند و گزارش را قبل از سپیده دم به پایان می‌رساند.

she resiste the pain and continues the race.

او درد را مقاومت می‌کند و مسابقه را ادامه می‌دهد.

the city resiste attacks and protects its residents.

شهر حملات را مقاومت می‌کند و از ساکنان خود محافظت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید